شام غریبان/ امن از دل زینب(س)

شام غریبان / امان از دل زینب(س)

شام غریبان کربلا غمی سنگین دارد، بزرگ مردان هستی یک به یک پرپر شده‌اند و تنها حامی کاروانیان دل‌سوخته کربلا امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) هستند.

به گزارش خبرنگار ویژه‌نامه محّرم باشگاه خبرنگاران، امام حسین(ع) و 72 یار باوفایش به شهادت رسیدند، خیام خاندان عترت غارت شده و کودکان و زنان پریشان به اسارت رفته‌اند.

شام غریبان کربلا غمی سنگین دارد، بزرگ مردان هستی یک به یک پرپر شده‌اند و تنها حامی کاروانیان دل‌سوخته کربلا امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) هستند.

اشعار زیر عرض ارادتی است برای همنوایی در این شام غریبان حسینی که در پی می‌آید.

 

خیمه‌های سوخته


بیا بنگر، خیمه‌ها در دل، آتشـــی یکسر، در نهان دارند

 ز قـــتل آن سبط پیغــــمبر، غلغـــله در دل، چون خزان دارند

تمــــام این خیمه‌هـــــا بینا، جمــله نا پیدا، از دوچشم ما

 نظــارت بـــــر صحنــــه‌ها در دل، همچو یاران با وفـا دارند

همی در بر، زمزمه با خود، غصه و افغان، ناله و شیدا

 چون شد پاره، قلب پیغمبر، خیمه‌ها از غم، خون جگر دارند

همی بینند بوی خون آید، صحنه پر گرد و کشتـــه‌ها پیدا

 به زیــــر ســـمّ ستــوران این، کشته‌ها، پیکر، بی نشان دارند

گمــــان کـــردی، آسیابی در، نینوا گنـــــدم خـُـردُ بنموده

 ولی جســـم بی سر یاران، لِه شـــده، برگـی چون خزان دارند

چه بر جا مانده از این پیکرهای افتاده در طف سـوزان؟

 بدانـــید اینان جگر گوشِه ی، مصطفی را برخود نشـان دارند

تمام این خـــــیمه‌ها با هم، ناله و زاری، گفــته ها دارند:

 چـــه جـــا دارد، مـــاندنی بر پـــا، آل احمد غم‌ها چنان دارند

دگربعد از قتل آن سرور، ماندن ما هم، ننگ ونفرین است

 نباشــــد ماندن جوانمردی، چون که طفلان در دل فغان دارند

چو نـــــور چشمــان پیغمبر، بی سر افتاده، تن جدا مانده

 ببایــــد قــــربانگهــــی سازیم، آتش افروزیم، تا زمــان دارند

وجود خـــــود گـــر بسـوزانیم، می‌سزد بر آل رسول ما

 بباید مـــــا، آتش دل را، بـــــرمــــــلا سازیم، تا غمان دارند

بود وقـــــت آتش انـــــدر شب، تا نمـــایان سازد دل مارا

 شـــــود شعـــــله، اشـــک و آه ما در دل تاریکی عیان دارند

بسوزد این چوب خیمه تا، ما فروریزیم اندر این صحـرا

 به جز خـــــــاکستـر نماند از ما، که دشمن بر مانشـان دارند

بزن آتش، تا بسوزم من، چون که مولایم خفته اندر خاک

 بَرَد بادی قـــــطره‌ها از خاکــــستر اشکم را که جــان دارند

کنار آن ســـــرو افتـــــاده، بی ســــر افتـاده، منزلی گیرد

 نمــــاید نالــــــه، کنـــــد شیون تا که مـولایش را نهان دارند

همی باشـــد، بهر طفلان بی پناه شمـعی، در شب تاریک

 فـــــراری گشته، همه ترسان، در بیابان ها، بی کسان دارند

ز دل بنـــگر، نـــــور زیبـــــایی، در بیابان پر بلا اکنون 

صبــــوری را درس خـــود بنمــــا تا شهیدانی جاودان دارند    
        

 


  امان از دل زينب(س)

وایِ من خیمه‌ها به غارت رفت

گیسویی رویِ نی پریشان ماند

وسط چند خیمه سوزان

خواهری دل شکسته حیران ماند
***
وایِ من چادری به یغما رفت

بانویی معجرش در آتش سوخت

مَردِ بیمار خیمه يِ توحید

نیمی از بسترش در آتش سوخت

***
شعله و دود تا فلك مي‌رفت

كربلا هم سقيفه‌اي دارد

به لبِ كُندِ تيغ خُرده نگير

هركه اينجا وظيفه‌اي دارد

***
عاقبت هرچه بود با سختی

سر ِ خورشید را جدا کردند

مرد خورجین به دستی آوردند

صحبت از دِرهَم و طلا کردند

***
مرد خورجین به دست با سرعت

سوی دارالعماره می‌تازد

مرد خوش قول کوفه با جیبی

مملو از گوشواره می‌تازد

***
بادِ تند خزان چه سوزی داشت

چند برگی ز لاله‌ای گم شد

در هیاهوی غارت خیمه

گوشوار سه ساله‌ای گم شد

***
وای از هق هق ِ النگوها

آسمان هم به هق هق افتاده

داس ِ بی رحم کینه بر جانِ

غنچه‌های شقایق افتاده

***
حرف خلخال را دگر نزنيد

دردِ سر ساز مي‌شود به خدا

دختران تازه يادشان رفته

زخم‌ها باز مي‌شود به خدا

***
سر عباس را به نیزه زدند

تا ببیند چه بر حرم رفته

تا ببیند نگاه یک لشگر

به سوی چند محترم رفته 


     

 


در رثای دل سوخته زينب(س) 

رویِ نِی مویِ تو در باد رها افتاده

در فضا رایحه‌ای روح‌فزا افتاده
 
سر ِ تو می‌رود و پیکر تو می‌ماند

از هم آیاتِ وجودِ تو جدا افتاده
 
آتش آن نیست که در خرمن پروانه زدند

آتش آن است که در خیمه يِ ما افتاده
 
دم ِ گودال دلم ریخت که انگشتت کو؟

حق بده خواهرت اینگونه ز پا افتاده
 
عاقبت دید رباب آنچه نباید می‌دید

آنقدر زار زده تا ز صدا افتاده
 
من به میل خود از اینجا نروم، مي‌بَرَدَم

تازیانه که به جانِ تن ما افتاده
 
می‌شمارم همه طفلان حرم را دائم

وای که دخترکت باز کجا افتاده؟
 
زجر رفته ست سراغش که بیارد او را

آمد اما به رویش پنجه به جا افتاده
 
هق هقش پاسخ من شد که از او پرسیدم

دو سه دندانِ تو ای عمه چرا افتاده؟

 


برای بیقراری رقیّه(س)

قرار بود که یک ابر بیقرار شود

در آسمان بوزد مدتی بخار شود
 
سه سال بعد بیاید سه بار پی در پی

ببارد و برود ، کوه ، نو نوار شود
 
و زندگی بکند مثل این همه دختر 

و عقد دائم یک مرد خواستگار شود
 
قرار بود همین دامنی که می‌بینید

بجای اینکه بسوزد و پر غبار شود
 
فقط برای لباس عروسی‌اش باشد

نه که کفن شود و زینت مزار شود
 
و در ادامه ی سیر تکاملی خودش

الهه ی حرم رب روزگار شود
 
قرار بود ، ولی نه بداء حاصل شد

که او عروسک زنجیر نابکار شود
 
خدا نخواست عروسی کند بزرگ شود

خدا نخواست که خانوم خانه دار شود

 



خاکستر خیمه‌های سوخته

ماند خاکستر بجا از خيمه‌هاي سوخته          سبز شد بانگ عزا از خيمه‌هاي سوخته

مي‌رود تا آسمان همراه بانگ يا حسين         شعله شور و نوا از خيمه‌هاي سوخته

آب آب کودکان تشنه در ظهر عطش              رفته تا عرش خدا از خيمه‌هاي سوخته

از سفير تير صيادان غزالان حرم                   در بيابان شد رها از خيمه‌هاي سوخته

در شرار آتش بيداد روئيد از جگر                   شيون آل عبا از خيمه‌هاي سوخته

درغبار آتش و اندوه مي‌آمد برون                   سروهاي سر جدا از خيمه‌هاي سوخته

ناله‌ها مي‌داد سر بيمار دشت کربلا              ناله‌هايي جانگزا از خيمه‌هاي سوخته

کس در آن وادي غم جز زينب محزون نبود       تا برون آرد و را از خيمه‌هاي سوخته

از ميان شعله‌هاي مرگ چون آيد برون           اهل بيت مصطفي از خيمه‌هاي سوخته

مي‌تراود عطر مظلوميت خون خدا                 تا ابد در کربلا از خيمه‌هاي سوخته

 


السلام ای بانوی صبر و وقار
 

ای پیامت انتشار کربلا

خطبه‏ات آیینه دار کربلا

خطبه تو کرده ویران شام را

زنده کرده مکتب اسلام را 

ای که صوتت هست چون صوت علی

گشته از نور تو دل‏ها منجلی

شام شد از خطبه تو غرق درد

خون به رگ‏‌های ستمگر گشت سرد

یادگار حضرت زهرا تویی

اسوه دین، زینب کبری تویی

آسمان مأنوس شد با چشم تو

واژگون شد کاخ شام از خشم تو

کربلا زان خطبه در بزم یزید

جاودان گشت و حقیقت شد پدید

زاده آزاده زهرا تویی 

حامی بر حق عاشورا تویی

وراث خون دل حیدر تویی

منتهای صبر پیغمبر تویی 

 



ستاره‌های سوخته

دشت پر از ستاره بود ستاره‏های خیس اشک

حسرت آب مانده بود روی لبان خشک خشک

شعله داغ، بی‏‌هراس خیمه به خیمه می‏‏‌دوید

هق هق تلخ کودکان از دل خیمه می‏‌رسید

دشت پر از ستاره بود ستاره‏‌های سوخته

قافله مانده بی‏‌چراغ چشم به دشت دوخته

ستاره رو به آسمان قافله رو به شام داشت

هزار ناله در گلو، آن شب بی‏‌ امام داشت

بر سر نیزه ماه بود قافله را چراغ راه

نگاه خیس قافله بدرقه امام ماه

عکس عاشورای حسینی

عکس نوشته تاسوعا برای پروفایلعکس نوشته تاسوعا برای پروفایلعکس پروفایل تاسوعای حسینیپوستر مذهبی تاسوعا با متن زیباعکس نوشته یا سید الشهداء برای پروفایلعکس نوشته عاشورای حسینیعکس نوشته عاشورای حسینیعکس نوشته یا قمر بنی هاشمعکس نوشته یا قمر بنی هاشمعکس خیمه های روز عاشورا برای پروفایلعکس خیمه های روز عاشورا عکس نوشته یا حسین برای پروفایلتصویر زمینه سلام بر حسین علیه السلام سلام بر حسین علیه السلامعکس پروفایل عاشورای حسینیعکس نوشته یا ابوالفضل العباس برای روز تاسوعاعکس نوشته یا حسین مظلومعکس نوشته یا حسین مظلومعکس پروفایل عاشورای حسینی

شب تا سوعا حسینی

 

مراسم عزاداری شب تاسوعای حسینی با حضور گسترده عاشقان حضرت اباعبدالله (ع) در نجف اشرف برگزار شد.

 

روز شعر و ادب فارسیوروز بزرگداشت استاد سید محمدحسین شهریار

تبریک روز شعر و ادب فارسی | روز شاعر | شعر شهریار ترکی

به مناسبت فرارسیدن روز شعر و ادب پارسی که 27 شهریورماه می باشد تعدادی از پیام های تبریک روز شعر و ادب فارسی را برای شما پارسی دوستان گرامی آماده کرده ایم با سبزپندار همراه باشید

اشعار ترکی شهریار با صدای خودش

اشعار ترکی شهریار با صدای خودش

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده‌ای
مگر‌ ای شاهد گمراه به راه آمده‌ایباری این موی سپیدم نگر‌ای چشم سیاه
گر بپرسیدن این بخت سیاه آمده‌ایکشته چاه غمت را نفسی هست هنوز
حذر‌ ای آینه در معرض آه آمده‌ای

 

از در کاخ ستم تا به سر کوی وفا
خاکپای تو شوم کاین همه راه آمده‌ای

چه کنی با من و با کلبه درویشی من
تو که مهمان سراپرده شاه آمده‌ای‌

می‌تپد دل به برم با همه شیر دلی
که چو آهوی حرم شیرنگاه آمده‌ای

آسمان را ز سر افتاد کلاه خورشید
به سلام تو که خورشید کلاه آمده‌ای

شهریارا حرم عشق مبارک بادت
که در این سایه دولت به پناه آمده‌ای

شعر ترکی غمگین شهریار

شعر ترکی غمگین شهریار

ماهم که هاله‌ای به رخ از دود آهش است
دائم گرفته چون دل من روی ماهش استدیگر نگاه وصف بهاری نمی‌کند
شرح خزان دل به زبان نگاهش استدیدم نهان فرشته شرم و عفاف او
آورده سر به گوش من و عذرخواهش است

 

بگریخته است از لب لعلش شکفتگی
دائم گرفتگی است که بر روی ماهش است

افتد گذار او به من از دور و گاهگاه
خواب خوشم همین گذر گاه گاهش است

هر چند اشتباه از او نیست لیکن او
با من هنوز هم خجل از اشتباهش است

اکنون گلی است زرد، ولی از وفا هنوز
هر سرخ گل که در چمن آید گیاهش است

این برگ‌های زرد چمن نامه‌های اوست
وین باد‌های سرد خزان پیک راهش است

در گوشه‌های غم که کند خلوتی به دل
یاد من و ترانه من تکیه گاهش است

من دلبخواه خویش نجستم ولی خدا
با هر کس آن دهد که به جان دلبخواهش است

در شهر ما گناه بود عشق و شهریار
زندانی ابد به سزای گناهش است

اشعار عاشقانه ترکی شهریار

اشعار عاشقانه ترکی شهریار

دود آهم شد اشک غمم ای چشم و چراغ
شمع عشقی که به امید تو روشن کردم

دانلود اشعار ترکی شهریار

دانلود اشعار ترکی شهریار

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست

که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست

دگر قمار محبت نمی برد دل من

که دست بردی از این بخت بدبیارم نیست

روز بزرگداشت شاعران

روز بزرگداشت شاعران

شباب عمر عجب با شتاب می گذرد

بدین شتاب خدایا شباب می گذرد

به چشم خود گذر عمر خویش می بینم

نشسته ام لب جوئی و آب می گذرد

شعر ترکی شهریار خان ننه

شعر ترکی شهریار خان ننه

خان ننه ، هایاندا قالدین

بئله باشیوا دولانیم

نئجه من سنی ایتیردیم !

دا سنین تایین تاپیلماز

سن اؤلن گون ، عمه گلدی

منی گه تدی آیری کنده

من اوشاق ، نه آنلایایدیم ؟

باشیمی قاتیب اوشاقلار

نئچه گون من اوردا قالدیم

قاییدیب گلنده ، باخدیم

یئریوی ییغیشدیریبلار

نه اؤزون ، و نه یئرین وار

« هانی خان ننه م ؟ » سوروشدوم

دئدیلر کی : خان ننه نی

آپاریبلا کربلایه

کی شفاسین اوردان آلسین

سفری اوزون سفردیر

بیرایکی ایل چکر گلینجه

نئجه آغلارام یانیخلی

نئچه گون ائله چیغیردیم

کی سه سیم ، سینم توتولدو

او ، من اولماسام یانیندا

اؤزی هئچ یئره گئده نمه ز

بو سفر نولوبدو ، من سیز

اؤزو تک قویوب گئدیبدیر ؟

هامیدان آجیق ائده ر کن

هامییا آجیقلی باخدیم

سونرا باشلادیم کی : منده

گئدیره م اونون دالینجا

دئدیلر : سنین کی تئزدیر

امامین مزاری اوسته

اوشاغی آپارماق اولماز

سن اوخی ، قرآنی تئز چیخ

سن اونی چیخینجا بلکی

شعر شهریار در بیمارستان

شعر شهریار در بیمارستان

ته له سیک روانلاماقدا

اوخویوب قرآنی چیخدیم

کی یازیم سنه : گل ایندی

داها چیخمیشام قرآنی

منه سوقت آل گلنده

آما هر کاغاذ یازاندا

آقامین گؤزو دولاردی

سنده کی گلیب چیخمادین

نئچه ایل بو اینتظارلا

گونی ، هفته نی سایاردیم

تا یاواش – یاواش گؤز آچدیم

آنلادیم کی ، سن اؤلوبسن !

بیله بیلمییه هنوزدا

اوره گیمده بیر ایتیک وار

گؤزوم آختارار همیشه

نه یاماندی بو ایتیکلر

خان ننه جانیم ، نولیدی

سنی بیرده من تاپایدیم

او آیاقلار اوسته ، بیرده

دؤشه نیب بیر آغلایایدیم

کی داها گئده نمییه یدین

گئجه لر یاتاندا ، سن ده

منی قوینونا آلاردین

نئجه باغریوا باساردین

قولون اوسته گاه سالاردین

آجی دونیانی آتارکن

ایکیمیز شیرین یاتاردیق

یوخودا ( لولی ) آتارکن

سنی من بلشدیره ردیم

گئجه لی ، سو قیزدیراردین

اؤزووی تمیزلیه ردین

گئنه ده منی اؤپه ردین

هئچ منه آجیقلامازدین

ساواشان منه کیم اولسون

سن منه هاوار دوراردین

منی ، سن آنام دؤیه نده

قاپیب آرادان چیخاردین

ائله ایستیلیک او ایسته ک

داها کیمسه ده اولورمو ؟

اوره گیم دئییر کی : یوخ – یوخ

او ده رین صفالی ایسته ک

منیم او عزیزلیغیم تک

سنیله گئدیب ، توکندی

خان ننه اؤزون دئییردین

کی : سنه بهشت ده ، الله

وئره جه ک نه ایستیور سن

بو سؤزون یادیندا قالسین

منه قولینی وئریبسه ن

ائله بیر گونوم اولورسا

بیلیرسن نه ایستیه رم من ؟

سؤزیمه درست قولاق وئر :

سن ایله ن اوشاخلیق عهدین

خان ننه آمان ، نولیدی

بیر اوشاخلیغی تاپایدیم

بیرده من سنه چاتایدیم

سنیلن قوجاقلاشایدیم

سنیلن بیر آغلاشایدیم

یئنیدن اوشاق اولورکن

قوجاغیندا بیر یاتایدیم

ائله بیر بهشت اولورس

داها من اؤز الله هیمدان

باشقا بیر شئی ایسته مزدیم

فهرست کامل ومشروح وقایع ماه محرم

فهرست کامل و مشروح وقایع ماه محرم باید گفت ماه حزن واندوه تمام عالم است،چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد.  گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، یکم محرم، اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمدعلیهم السلام است،که همه انبیاء وملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام محزون اند. باید گفت:ماه حزن واندوه تمام عالم است،چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد. در ادامه فهرست و سپس مشروح کامل وقایع این ماه بزرگ را تقدیم می کند:       اوّل محرم الحرام
1. آغاز ایام حسینی2. ماجرای شعب ابیطالب علیه السلام 3.جنگ ذات الرقاع 4. اولین جمع آوری زکات 5. امام حسین علیه السلام در راه کربلا 6. قیام مردم مدینه بر علیه یزید 7. کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام
   دوّم محرم الحرام
1. ورود امام حسین علیه السلام به کربلا
سوّم محرم الحرام
1. نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه 2. ورود عمر بن سعد به کربلا
 چهارم محرم الحرام
1. فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام
  ششم محرم الحرام
1. یاری طلبی حبیب بن مظاهر از بنی اسد 2.اولین محاصره فرات در کربلا3. تراکم لشگر یزید در کربلا
  هفتم محرم الحرام
1. ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد 2. منع آب از امام حسین علیه السلام
  هشتم محرم الحرام
1. قحط آب در خیمه های حسینی
  نهم محرم الحرام تاسوعا
1. محاصره خیمه ها در کربلا 2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین سلام الله علیها 3. درخواست تاُخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام 4.آمدن لشگر تازه نفس به کربلا 5. خطابه امام حسین برای اصحابش
   شب عاشورا
1. سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش 2. سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام
دهم محرم الحرام عاشورا
1. شهادت امام حسین علیه السلام 2. شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی 3. شهادت مسلم بن عوسجه 4. شهادت حر بن یزید ریاحی 5. شهادت جون مولی ابی ذر الغفاری 6. شهادت همسر وهب 7. شهادت شبیه ترین فرد به رسول خدا صلی الله علیه و آله 8. شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام 9.شهادت عبدالله بن حسن علیه السلام 10.شهادت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام 11.شهادت مولانا الرضیع باب الحوایج علی اصغر علیه السلام 12. آمدن ذوالجناح با یال و کوپال خونین به سوی خیمه فاطمیات 12. ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم 13.غارت اموال 14.فراز فاطمیات و علویات در بیابانها 15.غارت کردن لباس و ذره 16.جدا شدن سرهای مطهر 17.به آتش کشیدن خیمه های آل الله18.شهادت دختران کوچک گریه و ماتم 19.راُس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه 20.خونین شدن ریشه هر گیاه 21.قتل ابن زیاد 22.قیام حضرت مهدی علیه السلام 23.وفات ام سلمه
شب یازدهم محرم الحرام
1.شام غریبان کربلا 2. سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی
یازدهم محرم الحرام
1.حرکت کاروان اسرا از کربلا 2. تشکیل مجلس ابن زیاد 3. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه
دوازدهم محرم الحرام
1.دفن شهدای کربلا 2. ورود اهل بیت علیهم السلام به کوفه 3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام
سیزدهم محرم الحرام
1.اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد 2. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه 3. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه و شام 4. شهادت عبد الله بن عفیف
پانزدهم محرم الحرام
1.فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام
نوزدهم محرم الحرام
1.حرکت کاروان کربلا به سوی شام
بیستم محرم الحرام
1. دفن بدن جون در کربلا
بیست و پنجم محرم الحرام
1. شهادت امام سجاد علیه السلا م
بیست و ششم محرم الحرام
1. شهادت علی بن الحسن المثلث
بیست و هشتم محرم الحرام
1. وفات حذیقه بن یمان 2. تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد 3. ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک
بیست و نهم محرم الحرام
1. رسیدن کاروان اسرا به شام
تتمۀ محرم الحرام
1. نوشتن صحیفه ملعونه 2. وفات ماریه قبطیه
  مشروح وقایع ماه محرم الحرام
 
    روز اول ماه محرّم الحرام:
1.آغاز ایام حسینی
اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمدعلیهم السلام است،که همه انبیاء وملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام محزون اند.باید گفت:ماه حزن واندوه تمام عالم است،چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد.1
همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله علیه السلام است،که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می کند،ودستورات دین خود را از حسینیه ها و تکایا و مساجد به خانه های فکر ودل خود به ارمغان می برند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام واشک بر آن حضرت،از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان علیه السلام است.
2.ماجرای شعب ابی طالب علیه السلام
در پی بالا گرفتن قدرت اسلام پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم قریش پیمان نامه ای نوشتند وطی آن قرار گذاشتند با بنی هاشم تکلم نکنند و با آنان هم سفره وهمنشین نشوند و معامله ننمایند؛و آنان را به گونه ای در فشار قراردهند که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را به قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل رسانند . حضرت ابوطالب علیه السلام بنی هاشم را به دره ای که منتسب به آن حضرت بود برد،و اطراف آن را محکم کرده وبرای حفظ جان پیامبر صلی الله علی وآله وسلم شبانه روز کمر همت بست.
آن حضرت شبها با شمشیر پروانه وار گرد شمع وجود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می گردید ومی فرمود :«تا زنده ام دست از یاری او برنمی دارم.»او در هرشب چند بار محل خواب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را تغییر می داد وعزیزترین فرزند خود یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را به جای آن حضرت می خوابانید،و روز فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت می گماشت. در مدتی که در شعب بودند بر آن حضرت ومسلمانان بسیار سخت گذشت ،تا آنجا که شبها صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را ساکنین اطراف شعب می شنیدند.
پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه را مأمور کرد،وپیمان نامه آنان را از بین برد به جزء اسماء الهی که در آن بود. حضرت ابوطالب علیه السلام این خبر را به کفار داد،و آنان با دیدن چنین معجزه ای دست از تصمیم خود برداشتند وبنی هاشم به خانه های خود بازگشتند.2
3.جنگ ذات الرقاع
در سال چهارم هجرت _به تحریک قریش _بین مسلمانان و قبایلی که اطراف مدینه زندگی می کردند و قصد محاصره مدینه را داشتند جنگی در گرفت.پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با 400یا790 نفر از مدینه بیرون رفتند.در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول کشید تا شر آنان دفع شد.این واقعه به قولی در 15جمادی الاولی بوده است. 3
4.اولین جمع آوری زکات
در روز اول محرم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برای اولین بار مأمورانی را برای جمع آوری زکات و صدقات به اطراف مدینه فرستادند.4
5.امام حسین علیه السلام در راه کربلا
روز اول محرم،امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند، و از عبیدالله بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد.5
6.قیام مردم مدینه برعلیه یزید
در این روز در سال63 ه مردم مدینه برای قیام علیه یزید حرکت کردند.قضیه از آنجا آغاز شد که جمعی از اهالی مدینه به رهبری عبدالله بن حنظله به شام رفتند و دستگاه یزید وشرابخواری و قماربازی و سگ بازی او را دیدند،وبه مدینه بازگشته ومردم را از وضع فساد دربار اموی آگاه ساختند.با شنیدن این اخبار همگان بر خلع یزید اتفاق نمودند،و به سرپرستی عبدالله علیه یزید قیام نمودندو افراد اموی ساکن مدینه رابیرون کردند.لشکر شام پس از اطلاع از این قیام به طرف مدینه حرکت کرد و واقعه حرّه پیش آمد.6
7.کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام 7
در روز اول محرم ریّان بن شبیب خدمت امام رضا علیه السلام رسید.حضرت به او فرمودند:ای پسر شبیب ،مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ولی این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را رعایت نکردند.در این ماه خون ما را حلال دانستند ،و هتک حرمت ما را کردند وفرزندان و زنان ما را اسیر نمودند، و سراپردۀ ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دربارۀ ما ننمودند.
همانا روز شهادت حسین علیه السلام پلک چشمان ما را مجروح کرد واشکهای ما را روان ساخت ودل ما را سو زاند؛وعزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد ونزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه کنندگان باید بر حسین علیه السلام بگریند،زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد.
ای پسر شبیب ،اگر خواستی بر چیزی گریه کنی برحسین بن علی علیه السلام گریه کن،چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانکه گوسفند را می کشند،و با آن حضرت 18 نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه ونظیری نداشتند. آسمان های هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند.چهار هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده اند.لذا پریشان وغبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند،تا حضرت قائم علیه السلام ظهور کنند و از یاران او باشند و شعارشان "یالثارت الحسین"است.
ای پسر شبیب،اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما وشاد باش در شادی ما؛وبر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشدخداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند....

1. خصائص الزینبیه:ص49،خصیصه نوزدهم.
2.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص9. الوقایع و الحوادث:ج2ص7.
3.الوقایع و الحوادث:ج2ص45.توضیح المقاصد:ص2-3. وقایع الشهور:ص98.
4.الوقایع و الحوادث:ج2ص42..قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص15
5.ارشاد:ج2ص81.
6.الوقایع و الحوادث:ج2ص49.
7.بحار الانوار:ج98ص102،ج14ص164.امالی صدوق:ص111.اقبال:ص544.عیون اخبار الرضاعلیه السلام:ج1ص233.

 
 
روز دوّم ماه محرّم الحرام:
1.ورود امام حسین علیه السلام به کربلا
بنابر مشهور در این روز در سال 61ه آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهداء علیه السلام با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند.(1)
در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد.امام پرسیدند:نام این زمین چیست؟گفتند:"غاضریه"نام دیگرش را پرسیدند گفتند:"شاطئ الفرات"اسم دیگری هم دارد؟گفتند:"کربلا"هم می گویند.در این هنگام حضرت آهی کشیدند و گریه شدیدی نمودند و فرمودند:"اللهم انی أعوذ بک من الکرب و البلاء."به خدا قسم زمین کربلا همین است.به خدا قسم اینجا مردان ما را می کشند! بخدا قسم اینجا زنان و کودکان مارا به اسیری می برند! بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود.ای جوان مردان ، فرود آیید که محل قبرهای ما اینجاست...."(2)
1. ارشاد:ج2ص84.قلائد النحور :جمحرم وصفر،ص24. الوقایع و الحوادث :ج2ص89. مناقب ابن شهر آشوب :ج4ص105. جلاء العیون :379. معالی السبطین:ج1ص285.
2. از مدینه تا مدینه :ص236. فیض العلام :ص142.


 
روز سوّم ماه محرّم الحرام:
1.نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه
در این روز امام حسین علیه السلام برای بزرگان کوفه نامه ای نوشتند و آن را به قیس بن مسهّر صیداوی دادند که به کوفه برساند.مأمورین بین راه قیس را گرفتند،و پس از آنکه او بر ضد یزید وابن زیاد سخن گفت، او را به شهادت رساندند.(1)
2.ورود عمر بن سعد به کربلا
در این روز عمر بن سعد با با شش یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد کربلا شد و در مقابل آن حضرت لشکر گاه ساخت و خیمه برافروخت.ورود ابن سعد به کربلا در روز چهارم هم نقل شده است.(2)
1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص41.
2.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص40.از مدینه تا مدینه :343. معالی السبطین:ج1ص301. فیض العلام:ص143.



روز چهارم ماه محرّم الحرام:
1.فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام
در این روز از سال 61 ه ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شریح قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین علیه السلام تحریص کرد.(1)
1.الوقایع الحوادث:ج2ص124.


 
ششم ماه محرّم الحرام:
1.یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر از بنی سعد
در شب ششم جناب حبیب بن مظاهر اسدی با اذن امام حسین علیه السلام برای آوردن یاور وکمک ، به قبیله بنی اسد رفت. اسدیان پذیرفتند وحرکت کردند، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند.لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی وبقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد.(1)
2.اولین محاصره فرات در کربلا
به نقلی عمر سعد ،شبث بن ربعی خبیث را همراه سه هزار مرد سفاک با کوبیدن طبل و دهل کنار فرات فرستاد که اطراف آن را به محاصره در آوردند.(2)
3.تراکم لشکر یزید در کربلا
در این روز لشکرزیادی برای جنگ با حضرت اباعبدالله علیه السلام جمع شدند.(3)
1.الوقایع الحوادث:ج2 ص149.از مدینه تا مدینه:ص368-370.
2.از مدینه تا مدینه:ص360.
3.الوقایع الحوادث:ج2 ص153.



روز هفتم ماه محرّم الحرام:
1.ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد
در شب هفتم  امام حسین علیه السلام ملاقات وگفتگو کردند. خولی بن یزید اصبحی چون عداوت شدیدی با امام حسین علیه السلام داشت ماجرا را به عمر سعد گزارش داد و آن ملعون نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقات ها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.1
2 . منع آب از امام حسین علیه السلام
در این روز آب را بر اهل بیت سید الشهداء علیه السلام بستند، چه اینکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که نگذارید حتی یک قطره آب هم به آنها برسد.عمرو بن حجاج زبیدی با جهار هزار تیرانداز مآمور منع آب فرات شدند،که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برده نشود.2
1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص63.معالی السبطین:ج1ص315.
2.الوقایع و الحوادث:ج2ص153..فیض العلام:ص146.



روز هشتم ماه محرّم الحرام:
1.قحط آب در خیمه های حسینی
در این روز آب در خیمه های سید الشهداء علیه السلام نایاب شد.1
1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص81.الوقایع و الحوادث:ج2ص154.
 
 
روز نهم ماه محرّم الحرام (تاسوعا):
1.محاصره خیمه ها در کربلا
امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند،و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر  کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند،وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند ویقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد واهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.1
2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام
در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . 2آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام رسانید وبانگ برآورد:"أین بنو اختنا": "پسران خواهر ما کجایند"؟ولی آن بزرگواران جواب ندادند.امام حسین علیه السلام فرمودند:جواب او را بدهید اگر چه فاسق است.
حضرت عباس علیه السلام در جواب فرمودند:چه می گویی؟شمر گفت:من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید.
حضرت عباس علیه السلام با صدای بلند فرمود:"لعنت خدا بر تو وامیر تو (و برامان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد"؟!3

3.در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام
در عصر تاسوعا امام علیه السلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتتند.4چون عمر سعد لشکر را آمادۀ جنگ با امام علیه السلام نمود ومعلوم شد که قصد جنگ دارد،حضرت به برادرش عباس علیه السلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد.آنها ابتدا قبول نکردند،ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.5
4.آمدن لشکر تازه نفس به کربلا
در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،وشمر نامه ابن زیاد را آورد.6
5.خطابه امام حسین علیه السلام برای اصحابش
در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.
1 .کافی:ج4 ص 174.
2.اعلام الوری :ج1 ص455. فیض العلام:ص143.بحار الانوار :ج44ص361.
3از مدینه تا مدینه :ص381_382
4.اعلام الوری:ج1 ص455.فیض العلام:ص146.بحارالانوار :ج44ص392.
5 .مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107.
6.اعلام الوری :ج1 ص455.فیض العلام:ص146.
7. مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107.



شب دهم (عاشورای) ماه محرّم الحرام:
1.سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش
در این شب امام حسین علیه السلام اصحاب و اهل بیت خود را جمع نمودند و کلماتی را به آنان فرمودند.خلاصه کلمات حضرت این بود که من بیعت خود را از شما بر داشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر جا که می خواهید کوچ کنید. پس از فرمایشات حضرت، اهل بیت علیهم السلام و اصحاب کلماتی در وفاداری و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند.1
2. سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام
در این شب بود که زینب کبری سلام الله علیها اشعار "یا دهر اف لک من خلیل .."را از زبان برادرش شنید، و هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود:"ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود واین روز را ندیده بودم".سپس سیلی به صورت زد وبیهوش شد. امام علیه السلام خواهر عزیز ومکرمه خود را به هوش آوردند و مطالبی فرمودند.2

1.فیض العلام:ص147.وسیلةالدارین:ص 298-299.
2.فیض العلام:ص149.وسیلةالدارین:ص302-303.


 
روز دهم ماه محرّم الحرام ، روز عاشورا:
1.شهادت امام حسین علیه السلام
در این روز در سال 61ه که روز شنبه یا دوشنبه بوده،آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در سن 58 سالگی (ویا 56ویا 57 سالگی)بعد از نماز ظهر،مظلومانه وبا حالت تشنگی وگرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند.1این روز،روز باریدن خون از آسمان است، و روزی که شهادت اهل بیت واصحاب امام حسین علیه السلام در آن به وقوع پیوسته است.2
چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، وچون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند.در این روز ترک خوردن وآشامیدن به خصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.3
2.شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی .
3.شهادت مسلم بن عوسجه.
4.شهادت حربن یزید ریاحی.
5.شهادت جون مولی ابی ذرالغفاری.
6.شهادت همسر وهب،به دست رستم غلام شمر 4.
7.شهادت شبیه ترین مردم به رسول خداصلی الله علیه وآله و سلم، علی اکبر علیه السلام فرزند بزرگ سیدالشهداءعلیه السلام عموی والا مقام حضرت صاحب الامر علیه السلام .
8.شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام.
9.شهادت عبدالله بن الحسن علیه السلام.
10.شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام .
11.شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر علیه السلام .
12. آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت.
13ماتم وناله پردگیان حرم برسید الشهداء علیه السلام و اولاد و وابستگان آن حضرت .
14.غارت اموال از خیام امام حسین علیه السلام.
15.فرار فاطمیات وعلویات در بیابان ها بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبدالله علیه السلام .
16.غارت کردن لباس وزره و ..از بدن مطهر شهدای کربلا.
17. جدا شدن سر های مطهر امام حسین علیه السلام واهل بیت واصحاب آن حضرت.
18.به آتش کشیدن خیمه های آل الله،فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا علیهم السلام .
19.شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها .
20.گریه وماتم بر سید الشهداء علیه السلام و عزای زمین و عرش و آسمان جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت.
در این روز ملکی ندا کرد:ای امت ظالمی که عترت پیامبر خود را کشتید، خداوند شما را موفق به درک عید فطر وقربان نفرماید.5
21.رأس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه
عصر عاشورا رأس مطهر ونورانی امام حسین علیه السلام را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون وحمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.6
22.خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند،از مصیبت عظمای آن روز.
23.قتل ابن زیاد
ابن زیاد در روز عاشورای سال 67ه به فرمان مختار به جزای ظاهری اعمالش رسید و کشته شد7.حصیر بن نمیر وجمعی از قتله امام حسین علیه السلام نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند.8
ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی کشته شد، و سر نحسش را برای مختار فرستادند.مختار هم سر او را برای امام زین العابدین علیه السلام فرستاد. هنگام وارد کردن سر ابن زیاد حضرت مشغول غذا خوردن بودند.لذا سجده شکر به جا آورده فرمودند:"روزی که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا می خورد. من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذای خود مشاهده کنم ،همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا می خورد. خداوند به مختار جزای خیر دهد که خونخواهی مارا نمود".سپس حضرت به اصحاب خود فرمودند:همه شکر کنید.
24. قیام حضرت مهدی علیه السلام
به روایتی حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسکری ارواحنا فداه در این روز قیام خواهند کرد.9
25.وفات ام سلمه
در این روز در سال 62-63 ه ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از دنیا رحلت فرمود.10 نام او هند پدرش ابی امیة، مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسر خاله اش ابو سلمه بن عبدالاسد بن مغیرة بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش ام سلمه به حبشه هجرت کردندو پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمی که در جنگ احد بر او وارد شده بود،بعد از مدتی شهید شد.
سلمه، عمر ، زینب و دره، فرزندان او بودند؛ و عمر در جمیع جنگ های امیر المؤمنین علیه السلام شرکت کرد و مدتی از طرف آن حضرت والی بحرین بود.
بعد از اینکه عدّه ام سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبکر و عمر جداگانه به خواستگاری او رفتند، ولی ام سلمه اجابت نکرد. در سال چهارم هجری پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از او خواستگاری کرد و ام سلمه قبول کرد ، و به فرزند خود عمر بن ابی سلمه گفت :عقد را جاری کن .
عایشه وقتی دید پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ام سلمه را به عقد خویش در آورد بسیار ناراحت شد، چه اینکه ام سلمه در جمال کم نظیر بود.عایشه به حفضه گفت:ام سلمه چقدر زیباست! او باور نکرد تا اینکه ام سلمه را دید.از همین جهت حسادت این دو با ام سلمه بسیار بود.
ام سلمه فضایلی دارد که او را از دیگر همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم-به جز خدیجه کبری علیها السلام – ممتاز کرده است:
1.بار ها ام سلمه عایشه را نصیحت می کرد در پیروی از علی بن ابی طالب علیه السلام ، ولی او نمی پذیرفت. فضایل ومناقب آن حضرت را برای عایشه می گفت ولی او قبول نمی کرد، تا اینکه پسرش عمر بن ابی سلمه را با نامه ای خدمت امیر المؤمنین علیه السلام فرستاد ودر آن خبر داد که عایشه به سوی بصره حرکت کرده است...
2.ام سلمه شهادت داد که عایشه دشمن امیر المؤمنین علیه السلام است.
3.ام سلمه شنید که یکی از آزاد شده هایش امیر المؤمنین علیه السلام را ناسزا گفته است. آن شخص را فرا خواند و آنقدر از فضایل و مناقب علی علیه السلام که از پیامبر شنیده بود برای آن شخص باز گو کرد ، تا او توبه نمود.
4.ام سلمه حدیث "نحن معاشر النبیاء لانورث .."را -که ابوبکر آنرا به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نسبت داد-تکذیب کرد.
5.هنگامی که امیر المؤمنین علیه السلام برای جنگ جمل حرکت کردند، پسرش عمر بن ابی سلمه را برای یاری آن حضرت فرستاد،و به آن حضرت پیغام داد:"اگر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود می آمدم ودر نصرت ویاری شما کوتاهی نمی کردم.
6.بعد از رحلت خدیجه کبری سلام الله علیها مراقبت حضرت زهرا سلام الله علیها با فاطمه بنت اسد علیها السلام بود.بعد از رحلت فاطمه بنت اسد این مهم از طرف پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به ام سلمه سپرده شد، و عایشه از این ماجرا بسیار خشمناک بود . ام سلمه می گفت:"مردم گمان می کنند من آموزگار فاطمه سلام الله علیها هستم ! بخدا سوگند آن حضرت آموزگار من است ."
7. روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پوست گوسفندی را طلبیدند و مطالبی را فرمودند و امیر المؤمنین علیه السلام  نوشتند. بعد آن پوست را به ام سلمه دادند و فرمودند:"هر کس بعد از من فلان وفلان نشانه را به تو داد ، این پوست را به او تقدیم کن ". آن سه نفر آن نشانه را نداشتند ،و ام سلمه آن پوست را در خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السلام به آن حضرت – که همه نشانه ها را دارا بود – تسلیم نمود.
8.هنگام حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه به مکه ام سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شنیده بود با اندوهی فراوان بازگو کرد. امام حسین علیه السلام محل شهادت و موضع دفن خود واصحابشان و... را به معجزه نشان دادند. سپس مقداری از آن خاک بقعه طیبه را به ام سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا که ام سلمه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را با حالتی گرد آلود و ژولیده مو در خواب دید، وعرض کرد:"یا رسول الله ، این چه حالت است که در شما می نگرم؟"فرمودند:"ای ام سلمه ، حسین مرا کشتند ودیشب برای او و اصحاب او قبر می کندم".
وقتی از خواب بیدار شد دید خاکی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امام حسین علیه السلام به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است.11
1.ارشاد:ج2 ص133.اعلام الوری :ج1ص420.کشف الغمة:ج2ص40.توضیح المقاصد:ص3.مسار الشیعه:ص25.کافی ج2ص484.تهذیب شیخ طوسی:ج6ص42. زاد المعاد:ص306. معالی السبطین:ج2ص5.مصباح کفعمی:ج2ص594.مصباح المهتجد:ص712.مقتال الطالبیین:ص78.
2.زاد المعاد:ص-307-306.
3.توضیح المقاصد:ص3..مسار الشیعه:ص25.
4.منتخب التواریخ:ص228.
5.بحار الانوار:ج45ص218.وسائل الشیعة:ج4ص213.
6.اعلام الوری :ج1ص470.منتهی الآمال:ج1ص401.فیض العلام:ص155.
7.تتمة المنتهی:ص90.قلائد النحور:ج ذی الحجة،ص424.استیعاب:ج1ص396. البدایة و النهایة:ج8ص310.
8.مستدرک سفینة البحار:ج5ص215.
9.اعلام الوری :ج2ص.بحار النوار:ج95ص190.
10.مستدرک سفینة البحار:ج5ص215.
11.ریاحین الشزیعة:ج2ص283-305.


وقایع شب یازدهم ماه محرم:
1. شام غریبان کربلا
نخستین شب عزا و سوگ خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم پس از شهادت سید الشهداء علیه السلام است.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شبی تیره تر از سیاهی! شبی جانسوز که در آن تلخ ترین لحظات بر خاندان امام حسین علیه السلام گذشت.
آیا می شود رنج و سوز و مصیبت باز ماندگان حضرت را در آن شب بیان کرد ویا حتی تصور نمود؟ آیا کسی درک می کند که دیدگان خونفشان عمه امام زمان علیه السلام و اهل بیت چقدر و چگونه برآن حضرت گریستند؟ آیا می تواند تصویر کند که آه و ناله سوزناک آن عزیزان چگونه بوده است؟
با چه زبانی و با چه لفظی می توان دل های شکسته، قلبهای جریحه دار ،ناله و نوای بلبلان بال و پر سوخته گلستان نبوی و علوی،و سوز دل یتیمان و بانوان حسینی را بیان کرد؟
شام غریبان است! کودکان یتیم که دیشب پدر داشتند، و بانوان بی سرپرست که دیشب سرپرست و کاشانه داشتند؛امشب با آشیانه سوخته و دلهای داغدار،بدون سرورشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام چه می کنند؟
تفاوت بین این دو شب چقدر است:شب عاشورا و شب یازدهم؟دیشب چه سالاری داشتند؟دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد؟دیشب چه کسانی در خیمه ها بودند؟امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است!آن شب چه کسی سرپرستی علویات و فاطمیات را بر عهده داشت؟زینب کبری سلام الله علیها آن شب چه حالی داشت؟از یک سو مراقبت از حجت خدا زین العابدین علیه السلام و همسران و و یتیمان برادر ،واز سوی دیگر به دنبال دختران گمشده!! همه اینها در سرزمینی که بدن برادرش و عزیزانش با آن وضع روی زمین افتاده باشند!
آه چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیر المؤمنین علیه السلام . "سلام علی قلب زینب الصبور و لسانها الشکور."1
2.سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی
شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسین علیه السلام در تنور منزل خولی بود در حالیث که نورانیت آن سر فضا را روشن نموده بود.2
1.از زیارت حضرت زینب سلام الله علیها.
2.فیض العلام:ص155-156.


روز یازدهم ماه محرّم الحرام:
ا. حرکت کاروان اسراء از کربلا
عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند،و بر گشتگان خود نماز گذاردو آنان را به خاک سپرد. وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رابر شتران بی جهاز سوار کردند وسید سجاد علیه السلام را نیز با غل جامعه بر شتر سوار کردند.هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین علیه السلام افتاد ، لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه وندبه برداشتند.1
2. تشکیل مجلس ابن زیاد
روز یازدهم عمر سعد به کوفه آمد .ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسین علیه السلام را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود.2
3. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه
عصر روز یازدهم اهل بیت علیهم السلام را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند.3نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند . لذا آن بزرگواران داغدیده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد ،و بسان فرمانده ای که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد.4
1.قلائد النحور:ج محرم وصفر ، ص184. فیض العلام :ص156. معالی السبطین:ج2ص90.
2.اعلام الوری:ج1ص471.
3.اعلام الوری:ج1ص471.
4.قلائد النحور:ج محرم و صفر ،ص204.

روز دوازدهم ماه محرّم الحرام:
1. دفن شهدای کربلا
روز دفن بدن های مطهر سیذ الشهداءعلیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ،توسط امام سجاد علیه السلام به یاری جمعی از بنی اسد است.1
2.ورود اهل بیت علیه السلام به کوفه
روز دوازدهم روز ورود اهل بیت علیهم السلام با حالت اسارت به کوفه است. 2در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید،و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازار ها موکل گردانید، که احدی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام حرکتی نگند.سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند ودر پیش چشم اهل بیت علیهم السلامحرکت دهند ،و با هم وارد شهر کرده در کوی بازار بگردانند.
مردم با دیدن حالت زار ذریه پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم و سر های بر نیزه و بانوان ومخدرات در هودج های بدون پوشش، صدا به گریه بلند نمودند.زینب کبری ، ام کلثوم،فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین علیهم السلام به ترتیب با جگرهای سوزان وقلوب دردناک ایراد خطبه نمودند،که عده ای از لشکربا دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند،اما هنگامی که خیلی دور شده بود!!!3
3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام
شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنابر قولی در این روز در سال94هجری در سن 57 سالگی واقع شده است،4و قول دیگر25محرم است که خواهد آمد.

1.اعلام الوری:ج1ص470. الوقایع الحوادث:ج محرم ص61..وقایع الایام:تتمه محرم،ص132.
2.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص204. الوقایع الحوادث :ج محرم ص25.
3.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص.205.
4.توضیح المقاصد:ص3.
5.الوقایع الحوادث:ج 4 ص63..وقایع الایام:تتمه محرم،ص256

روز سیزدهم ماه محرّم الحرام:
ا.اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد
پس از آنکه اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند،ابن زیاد در کاخ خود نشست ودستور داد سر مطهر امام حسین علیه السلام را در برابرش گذاشتند.آنگاه زنان وکودکان آن حضرت را به همراه امام سجاد علیه السلام در حالی که به طناب بسته بودند_وارد مجلس نموده ،در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند. در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند.1
2. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه
پس از مجلس شوم ابن زیاد،اهل بیتعلیهم السلام را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند.2
3. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه وشام
ابن زیاد به مدینه وشام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین علیه السلام را منتشر ساخت.3
4.شهادت عبدالله بن عفیف
عبدالله بن عفیف ازدی بزرگواری از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بودو در جنگ های جمل و صفین دو چشم خود را از دست داده بود .لذا مشغول عبادت بود.
او هنگامی که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤمنین و امام حسین علیهما السلام نسبت کذب می دهد ،از میان جمعیت بر خاست وگفت:ساکت باش ای پسر مرجانه ،دروغگو تویی وپدر توکه به تو این مقام را داد. ای دشمن خدا! فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را می کشی و در منابر مؤمنین این چنین سخن می گویی ؟ مأموران خواستند معترض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت،ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند .پس از رشادت های او و دخترش دستگیر شد و همان طور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید.4
1.الوقایع الحوادث:ج4ص 63.وقایع الایام:تتمه محرم،ص256.
2. .الوقایع الحوادث:ج محرم ص 94.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263.
3. الوقایع الحوادث:ج محرم 96.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263.
4.وقایع الحوادث:ج4ص 80،87_88.

 
روز پانزدهم ماه محرّم الحرام:
1.فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام
بنا بر بعضی اقوال ،در این روز سرهای مطهر اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام را به سوی شام حرکت دادند.1البته بعدا اهل بیت علیهم السلام سرهای مطهر را به بدنها ملحق کردند.
1.وقایع الایام :تتمه محرم،ص281.

روز نوزدهم ماه محرّم الحرام:
1.حرکت کاروان کربلا به سوی شام
در این روز اهل بیت سید الشهدا علیه السلام را از کوفه به سوی شام حرکت دادند.1زنهای غیر هاشمیه از انصار امام حسین علیه السلام که در کربلا اسیر شدند با شفاعت اقوام وقبایلشان نزد ابن زیاد از قید اسیری خلاص شدند، وفقط زنهای هاشمیات برای اسارت به شام برده شدند.2
1. الوقایع الحوادث:ج4ص114.
2.ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام:ص133.


روز بیستم ماه محرّم الحرام :
1. دفن بدن جون در کربلا
بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود وسپس او را دفن کردند.1
جون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السلام او را به 150دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.
هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد وبرای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست.حضرت فرمودند:در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.
جون خود را به قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید گفت: ای پسر رسول خدا ، هنگامی که شما در راحتی وآسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ،حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟
جون با خود فکر کرد :من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت:آقای من ،بوی من بد است وشرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است.یا ابا عبدالله ،لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم.نه آقای من ،از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد.جون می گفت وگریه می کرد به حدی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند.
با آنکه جون پیرمردی90 ساله بود،ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی وطلب حلالیت آمد،که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هریک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد ومانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد.او جنگ نمایانی کرد،تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد ،امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشیدو فرمود:"الهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد علیهم السلام. بارالها رویش را سپید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام. محشورش نما.
از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.2
1. منتخب التواریخ :ص311.
2. وسیلة الدارین فی انصار الحسین علیه السلام :ص115



روز بیست وپنجم ماه ماه محرّم الحرام:
1.شهادت امام سجاد علیه السلام:
در سال 94بنابر قول مشهور 1یا 95 ه ق 2 ،امام زین العابدین علیه السلام در سن 57 سالگی با زهری که ولید بن عبد الملک یا هشام لعنهما الله به آن حضرت دادند به شهادت رسیدند. این در حالی بود که 34 یا 35 سال بعد از واقعه کربلا در مصائب جانگداز شهادت پدر و برادر ان و عمو وبستگان و اسارت عمه ها و خواهرانش ،گریان بودند.
امام باقر علیه السلام آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومش حضرت مجتبی علیه السلام به خاک سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقهاء و علماء"سنة الفقهاء" گفتند.
در شهادت آن حضرت اقوال دیگری نیز وجود دارد :12 محرم ،18 محرم،19محرم،2 صفر.3
1.مسار الشیعه :ص26. قلائد النحور :ج محرم و صفر،ص315.العدد الفویه:ص315. زاد المعاد:ص328. مصباح کفعمی:ج2ص594.مصباح المجتهد:ص729و فیض العلام:ص165. بحار النوار:ج59ص199.
2.اصول کافی :ج2ص491.
3.منتهی الامال :ج2ص37. الوقایع الحوادث:ج4ص278. مستدرک سفینة البحار:ج5 ص218.

 
روز بیست وششم ماه محرّم الحرام:
1.شهادت علی بن الحسن المثلث
در سال 146 ه علی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام در سن 45 سالگی در زندان منصور _که شب و روز در آن تشخیص داده نمی شد_در حال سجده و در حالی که غل وزنجیر بر دست و پایش بود ، به شهادت رسید.1
1. الوقایع  و الحوادث :ج4ص287. منتهی الآمال :ج2 ص37.مستدرک سفینة البحار:ج5 ص218.


روز بیست و هشتم ماه محرّم الحرام: 1. وفات حذیقة بن یمان
حذیقه از بزرگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و از خواص اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بود.پدر حذیقه در جنگ احد اشتباها به وسیله مسلمانان کشته شد.
حذیقه یکی از هفت نفری بود که که بر صدیقه طاهره سلام الله علیها نماز خواندند. اوصحابه منافق را می شناخت.منافقینی که پس از غدیر خم توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را چیدند ومی خواستند در بازگشت از غدیر خم در راهی که از کوه می گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط کندو به قتل برسد. اما جبرئیل این نقشه را به سمع مبارک نبوی رساند.
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چون به محل مرد نظر رسیدند، منافقین با چهره های بسته هر کدام ظرفی که داخل آن سنگریزه بود از بالا رها نموده و شروع به داد وفریاد ونعره زدن کردند. اما عمار مهار ناقه را گرفته بود و حذیقه هم در کنار آن حضرت بود وسر انجام نقشه آن کوردلان نقش بر آب شد.
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آن منافقین را به حذیقه معرفی فرمودند که عبارت بودند از اولی و دومی سومی و ابو عبیده و معاذ بن جبل و سالم و معاویه و عمروعاص و طلحه و سعدبن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف و ابوموسی اشعری و مغیرةبن شعبه و ابوهریره،و حذیقه همه را به خاطر سپرد. به همین دلیل بود که غاصبین خلافت بعد از آن واقعه از حذیقه می ترسیدند که مبادا آنان را به مردم معرفی کند.
لذا حذیقه بر جنازه هرکس حاضر نمی شد دیگران می فهمیدند که میت از منافقین بوده است. نکته جالب آنجا بود که دومی برای سرپوش گذاشتن برنفاق خویش و تبرئه خود از حذیقه می پرسید:"اگر این شخص از منافقین است بگو تا من بر او نماز نخوانم."1
این بزرگوار چهل روز پس از خلافت امیر المؤمنین در مدائن از دنیا رحلت فرمود.2او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعید وصیت کرد که همیشه ملازم امیر المؤمنین علیه السلام باشند وایشان هم به وصیت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفین به شهادت رسیدند.
2. تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد
در سال 220ه امام جوادعلیه السلام به دستور معتصم از مدینه به بغداد تبعید شدند.3
3.ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک
بنابر نقلی ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شهر بعلبک و استقبال مردم آن شهر از نیزه داران با شکر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است،که حضرت ام کلثوم علیها السلام با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند.4
1. منتهی الآمال :ج1ص120 . اسد الغابة:ج1ص391.
2. مستدرک سفینة البحار :ج5 ص212. الوقایع الحوادث:ج4ص308. مراقد المعارف:ج1ص242.
3. ارشاد :ج2ص295.
4. قلائد النحور :ج محرم وصفر ،ص332.


روز بیست و نهم ماه محرّم الحرام:
1. رسیدن کاروان اسرا ی اهل بیت علیهم السلام به شام
در این روز اسرای اهل بیت علیهم السلام به حوالی شام رسیدند .ابراهیم بن طلحةبن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین علیه السلام نزدیک شد ،و کینه هایی که از جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت:دیدی غلبه با کیست؟حضرت فرمودند :اگر می خواهی بدانی غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز اذان واقامه بگو ،آن وقت میدانی آوازه چه کسی تا قیامت باقی است.1
1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص 336

تتمۀ ماه محرّم الحرام:
1.نوشتن صحیفه ملعونه
در این ماه در سال 11ه صحیفه ملعونه دوم نوشته شد و به امضاء منافقین رسید. 1 محتوای آن چنین بود که نگذارند خلافت وامامت مسلمین بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به علی بن ابیطالب علیه السلام برسد، و بر اساس آن مقدمات و زمینه های غصب خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممکن را فراهم نمودند.با نوشتن آن صحیفه اساس ظلم وستم به اهل بیت علیهم السلام را بنا نهادند،که به فرموده امام صادق علیه السلام "اذا کتب الکتاب قتل الحسین علیه السلام" 2:"هنگامی که صحیفه ملعونه نوشته شد امام حسین علیه السلام به شهادت رسید."
2. وفات ماری قبطیه در ماه محرم سال 15 ه (یا 16ه)ماریه قبطیه رحلت فرمود.3
ماریه دختر شمعون قبطی بود که همراه با خواهرش شیرین ویک خواجه که برادر ماریه به نام ماپور بود و هزار مثقال طلا و بیست جامه حریر و دراز گوشی به نام یعفور و قاطری به نام دلدل ، در سال هفتم از سوی پادشاه اسکندریه به رسم هدیه خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرستاده شدپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ماریه را به همسری خود برگزید ، و در محله "عالیه-"که آن را مشربه ام ابراهیم" می گویند - منزل برای آن حضرت تهیه کرد و خداوند جناب ابراهیم علیه السلام را از این بانو به آن حضرت عنایت فرمود. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به خاطر ولادت ابراهیم علیه السلام بسیار اظهار سرور می فرمود و به آنان خدمت می نمود،و به دین جهت عایشه از حضرت امیر المؤمنینعلیه السلام بسیارناراحت و ملول بود .4از عایشه نقل شده که گفت"من به ماریه حسد می بردم ، چون زنی بسیار زیبا بود."سرانجام این حسادت باعث شد که تهمتی به جناب ماریه زد و آِیه ای در تقبیح این کار عایشه نازل شد، که در تفاسیر شیعه و سنی به تفضیل توضیح داده شده است. جناب ماری بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مدینه طیبه رحلت فرمود.  

همایش شیر خوارگان حسینی درمهدیه صاحب الزمان کرمان

همایش شیرخوارگان حسینی در مهدیه مسجد صاحب الزمان کرمان

!!!!!!!! (1).JPG

!!!!!!!! (12).JPG

!!!!!!!! (13).jpg

!!!!!!!! (14).jpg

!!!!!!!! (15).jpg

!!!!!!!! (16).jpg

!!!!!!!! (17).jpg

!!!!!!!! (18).jpg

!!!!!!!! (19).jpg

!!!!!!!! (20).jpg

!!!!!!!! (21).jpg

!!!!!!!! (22).jpg

!!!!!!!! (3).JPG

!!!!!!!! (6).JPG

!!!!!!!! (7).JPG

!!!!!!!! (9).JPG



 

اعمال روز اول ماه محرم

 

بدانكه اين ماه ، ماه حُزن اهل بيت عليهم السلام و شيعيان ايشان است و از حضرت امام رضاعليه السلام روايت استكه چون ماه محرّم داخل مى شد پدرم را كسى خندان نمى ديد و اندوه و حُزن پيوسته بر او غالب مى شد تا روز دهم چون روز عاشورا مى شد آن روز، روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مى فرمود امروز روزى است كه حسين عليه السلام شهيد شده است .

 

اعمال شب و روز اول محرم

 

شب اوّل سيّد در اقبال براى اين شب چند نماز ذكر فرموده :

 

اوّل : صد ركعت در هر ركعت حمد و توحيد بخواند .

 

دوّم : دو ركعت در ركعت اوّل حمد و انعام و در دوّم حمد و يَّس .

 

سوّم : دو ركعت در هر ركعت حمد و يازده قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ در روايت است از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله كه هر كه در اين شب اين دو ركعت نماز را بجا آورد و صبحش را كه اوّل سال است روزه بدارد مثل كسى است كه تمام سال را مُداومت به خير كرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بميرد به بهشت برود .

 

و نيز سيّد براى هلال اين ماه دعاء مَبْسُوطى ذكر فرموده و اگر ممكن شود احيا بدارد اين شب را به دعا و نماز و خواندن قرآن روز اوّل .

 

بدانكه اوّل محرم اوّل سال است و در آن دو عمل وارد است :

 

اوّل : روزه است و در روايت رَيّان بن شبيب از حضرت امام رضاعليه السلام مرويست كه هر كه در اين روز روزه بدارد و خدا را بخواند خداوند دعاى او را مستجاب كند چنانكه دعاى زكريّا را مستجاب نمود .

 

دوم : از حضرت امام رضا عليه السلام منقولست كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله روز اوّل محرم دو ركعت نماز مى كرد و چون فارغ مى شد دستها را بلند مى كرد و اين دعا را سه دفعه مى خواند:


اَللّهُمَّ اَنْتَ الاِْلهُ الْقَديمُ وَهذِهِ سَنَةٌ


خدايا تويى معبود ازلى و اين سال

 


جَديدَةُ فَاَسْئَلُكَ فيهَاالْعِصْمَةَ مِنَالشَّيْطانِ وَالْقُوَّةَ عَلى هذِهِ النَّفْسِ


تازه است از تو خواهم در اين سال نگهداريم را از شيطان و نيروى بر اين نفس

 


الاْمّارَةِ بِالسّوَّءِ وَالاِْشْتِغالَ بِما يُقَرِّبُنى اِلَيْكَ [ياكَريمُ] يا ذَاالْجَلالِ


كه پيوسته به گناه فرمان مى دهد و سرگرمى بدانچه مرا به تو نزديك كند اى صاحب جلالت

 


وَالاِْكْرامِ يا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ يا ذَخيرَةَ مَنْ لا ذَخيرَةَ لَهُ يا حِرْزَ


و بزرگوارى اى تكيه گاه كسى كه تكيه گاهى ندارد اى ذخيره آنكس كه ذخيره ندارد اى پناهگاه

 


مَنْ لا حِرْزَ لَهُ يا غِياثَ مَنْ لا غِياثَ لَهُ يا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ يا كَنْزَ


آنكس كه پناهگاهى ندارد اى فريادرس آنكس كه فريادرسى ندارد اى پشتيبان آنكس كه پشتيبانى ندارد اى گنج

 


مَنْ لا كَنْزَ لَهُ يا حَسَنَ الْبَلاَّءِ ي ا عَظيمَ الرَّج اَّءِ ي ا عِزَّ الضُّعَف آءِ ي ا مُنْقِذَ


آنكس كه گنجى ندارد اى كه آزمايشت نيكو است اى بزرگ مايه اميد اى عزت بخش ناتوانان اى نجات بخش

 


الْغَرْقى يا مُنْجِىَ الْهَلْكى يا مُنْعِمُ يا مُجْمِلُ يا مُفْضِلُ يا مُحْسِنُ


غريقان اى خلاص كننده هالكان اى نعمت بخش اى زيباپرور اى فزون بخش اى نيكوده

 


اَنْتَ الَّذى سَجَدَ لَكَ سَوادُ اللَّيْلِ وَنُورُ النَّهارِ وَضَوْءُ الْقَمَرِ وَشُعاعُ


تويى كه سجده كرد (و به كمال خضوع درآمد) برايت سياهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع

 


الشَّمْسِ وَدَوِىُّ الْمآءِ وَحَفيفُ الشَّجَرِ يا اَللّهُ لا شَريكَ لَكَ اَللّهُمَّ


خورشيد و صداى ريزش آب و بهم خوردن درخت اى خدايى كه شريك ندارى خدايا

 


اجْعَلْنا خَيْراً مِمّا يَظُنُّونَ وَاغْفِرْ لَنا ما لا يَعْلَمُونَ وَلا تُؤ اخِذْنا بِما


قرارمان ده بهتر از آنچه مردم گمان كنند و بيامرز از ما آنچه را كه نمى دانند و مگير ما را بدانچه

 


يَقُولُونَ حَسْبِىَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ


گويند بس است مرا خدا معبودى جز او نيست بر او توكل كنم و او است پروردگار عرش

 


الْعَظيمِ امَنّا بِهِ كُلُّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَما يَذَّكَّرُ اِلاّ اُولُوا الاْلْبابِ رَبَّنا


عظيم ايمان داريم به او و هرچه هست از نزد پروردگار ما است و اندرز نگيرند جز خردمندان پروردگارا

 


لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّابُ


منحرف مساز دلهاى ما را پس از آنكه هدايتمان كردى و ببخش به ما از پيش خود رحمتى كه براستى تويى بخشايشگر

 

شيخ طوسى فرموده كه مستحب است روزه دهه اوّل محرم ولكن روز عاشورا امساك نمايد از طعام و شَراب تا بعد از عصر آن وقت بقدر كمى تربت تناول نمايد و سيّد روايت كرده فضيلت روزه تمام ماه را و آنكه روزه او نگه ميدارد صائم آن را از هر گناهى .

 

روز سوّم روزى است كه حضرت يوسف عليه السلام از زندان بيرون شده هركه آن روز را روزه دارد آسان فرمايد حق تعالى بر او كارهاى مشكل را و برطرف كند از او اندوه را و در روايت نبوى صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله است كه دعايش مستجاب شود .

 

روز نهم روز تاسوعا است از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه فرمود تاسوعا روزى بود كه جناب امام حسين عليه السلام و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع كردند و ابن مرجانه و عُمر سعد خوشحال شدند به سبب كثرت سپاه و بسيارى لشكر كه براى آنها جمع شده بود و جناب امام حسين عليه السلام و اصحابش را ضعيف شمردند و يقين كردند كه ياورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مَدَد نخواهند نمود پس فرمود پدرم فداى آن ضعيف غريب .

اعمال روز اخر ذی الحجه

 
 
اين روز، روز آخر سال اسلامى قمرى است. لذا مرحوم «سيّدبن طاووس» نقل كرده است كه در اين روز، دو ركعت نماز مى خوانى و در هر ركعت، يك مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو اللّه» و ده مرتبه «آية الكرسى» را مى خوانى و پس از نماز مى گويى: 
اين روز، روز آخر سال اسلامى قمرى است. لذا مرحوم «سيّدبن طاووس» نقل كرده است كه در اين روز، دو ركعت نماز مى خوانى و در هر ركعت، يك مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو اللّه» و ده مرتبه «آية الكرسى» را مى خوانى و پس از نماز مى گويى: 

اَللّهُمَّ ما عَمِلْتُ فى هذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَل نَهَيْتَنى عَنْهُ وَلَمْ تَرْضَهُ، 

خدايا آنچه انجام دادم در اين سال از اعمالى كه مرا از آن نهى فرمودى و راضى بدان نبودى 

وَنَسيتُهُ وَلَمْ تَنْسَهُ، وَدَعَوْتَنى اِلَى التَّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَلَيْكَ، اَللّهُمَّ فَاِنّى 

و من آن را فراموش كردم ولى تو فراموشش نكردى و مرا به بازگشت بسويت خواندى پس از دليرى كردنم بر تو خدايا من از آن 

اَسْتَغْفِرُكَ مِنْهُ فَاغْفِرْ لى، وَما عَمِلْتُ مِنْ عَمَل يُقَرِّبُنى اِلَيْكَ فَاقْبَلْهُ مِنّى، 

اعمال آمرزش مى طلبم پس بيامرز آنها را و هر عملى كه انجام دادم از اعمالى كه مرا به تو نزديك گرداند پس آن را از من قبول كن 

وَلا تَقْطَعْ رَجآئى مِنْكَ ياكَريمُ. 

و قطع مكن اميدم را از خودت اى بزرگوار. 
وقتى چنين كردى شيطان مى گويد: واى بر من! هرچه در مدّت اين سال زحمت كشيدم (و او را وسوسه كردم) با اين عمل، همه را از بين برد و سالش را به خير پايان داد!(1) 
مناسب است همين عمل، در پايان سال شمسى (روز آخر اسفندماه) نيز به قصد استحباب مطلق انجام شود. 

يادآورى: 
در پايان اين بخش ذكر چند نكته را مفيد مى دانيم: 
1ـ اعمال ماهها و روزها كه در اين بخش گذشت بار ديگر يادآور اين نكته است كه اسلام براى همه امور زندگى، حتّى ايّام و مناسبتها برنامه دارد و براى سازندگى انسان از هيچ امرى فروگذار نكرده، و هيچ فرصت و زمانى را ناديده نگرفته است. 
2ـ انجام همه اين اعمال و دعاها و نمازها كه ذكر شد، براى كسانى است كه نشاط لازم و فرصت كافى را براى آن داشته باشند، ولى كسانى كه اشتغالات فراوانى دارند و براى زندگى حلال و كسب روزى پاك، يا تحصيل علم و مانند آن در تلاشند، به مقدار فرصت و نشاط و رغبت انجام دهند، و بدانند حتّى اگر مقدار كمى را با توجّه و اخلاص و شور و شوق انجام دهند، فايده زيادى دارد و در راه سازندگى بسيار مؤثّر است. 
3ـ پاداش هاى عظيمى كه در روايات براى اين اعمال و عبادات و دعاها و اذكار ذكر شده است به يقين براى كسانى است كه داراى تقوا و اخلاص باشند. 

روز خانواده وتکریم باز نشتگان مبارک باد

Image result for ‫عکس روز خانواده وتکریم بازنشستگان‬‎
 
 
 

13 شهریور روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی

13 شهریور ، روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی

 

13 شهریور روز بزرگداشت ابوریحان که او را یکی از بزرگ‌ ترین دانشمند مسلمان و یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان ایرانی در همه اعصار و همین‌طور او را پدر علم انسان‌شناسی و هندشناسی نیز می‌دانند.

او به سال 362 هجری قمری در بیرون حوالی خوارزم چشم به جهان گشود و به همین سبب، او را «بیرونی» نام نهادند.

او از سرآمدهای روزگار خود و دارای ابعاد مختلف علمی بود. موید این مطلب تعداد زیاد كتاب‌ها و عمق نوشته‌های این داشمند بزرگ است. او مباحث متعددی را مطرح و نظریات جدیدی را ابداع كرد كه كسی قبل از او آن‏ها را بیان نكرده بود.

ابوریحان بیرونی در علوم متعدد، نظریه‏های جدیدی را پایه‏گذاری كرد در پزشكی و داروشناسی به ترجمه اصطلاحات دارویی و نام‏گذاری داروها به زبان عربی و فارسی برای اولین بار از زبان یونانی پرداخت.

 

در نجوم نظریه حركت وضعی زمین، تعیین سمت قبله در شهرهای گوناگون؛ در جغرافیا، محاسبات طول و عرض جغرافیایی شهرها و ترسیم نقشه شهرها بود. وی همچنین به اظهار نظر در مورد زمان پیدایش عالَم، چگونگی پدید آمدن لایه سطحی زمین و تبدیل دریاها به خشكی پرداخت.

در شیمی و كانی‏شناسی، تعیین وزن مخصوص عناصر در شیمی، به خصوص تعیین وزن مخصوص هیجده سنگ و فلز گران‏بها برای اوّلین بار از سوی او مطرح شد.

سرانجام ابوریحان بیرونی، پس از سال‏ها تلاش و كوشش در راه علم و فضیلت، در روز جمعه 2 رجب سال 440 ق در سن 78 سالگی چشم از جهان فرو بست.

13شهریور روز تعاون مبارک باد

Image result for ‫عکس هفته تعاون‬‎

میلا با سعادتموسی کاظم (ع) مبارک باد

ولادت امام موسی کاظم مبارک باد

 

 

کارت پستال ولادت امام موسی کاظم,کارت تبریک ولادت امام موسی کاظم

 

ولادت امام موسی کاظم,تصاویر ولادت امام موسی کاظم

 

 

 

تصاویر کارت تبریک ولادت امام موسی کاظم, کارت پستال میلاد امام موسی کاظم

 

میلاد امام موسی کاظم, کارت تبریک میلاد امام موسی کاظم

ولادت امام موسی کاظم

 

 

کارت تبریک ولادت امام موسی کاظم, جدیدترین تصاویر ولادت امام موسی کاظم

 

تصاویر ولادت امام موسی کاظم, کارت پستال ولادت امام موسی کاظم

 

 

 

جدیدترین تصاویر ولادت امام موسی کاظم, تصاویر کارت تبریک ولادت امام موسی کاظم

 

کارت پستال میلاد امام موسی کاظم,میلاد امام موسی کاظم

 

 

 

 

عید غدیر خم مبارک باد

تصاویر عید غدیر خم, عکس های عید سعید غدیر خم,کارت پستال عید سعید غدیر خم

 

گفت پیغمبر به یارای سخن /  پیک رب العالمین آمد به من

گفت حیدر را خدا این تحفه داد /  بر همه خلق جهان فضلش نهاد

گشت داخل از یقین زوج بتول / در ولایت با خداوند و رسول

عید غدیر خم بر شما مبارک

تبریک عید سعید غدیر خم, تصاویر عید غدیر خم

 

جدیدترین کارت پستال ها عید سعید غدیر, عکس عید غدیر خم مبارک

تصاویر کارت تبریک عید سعید غدیر خم, جدیدترین کارت پستال ها

 

دانلود عکس غدیر, عکس نوشته غدیر

تصاویر عید سعید غدیر خم, عکس های عید سعید غدیر خم

 

شیرِ خدا علی،شاهِ دنیا علی

عید غدیرِ و ، روزِ مولا علی

به به، می خنده زهرا خنده ی بی بی،

نبوده هیچ وقت بی دلیل

آخه، آیه ی “اَکْملتُ لَکُم” از عرش،

هدیه آورده جبرئیل

جدیدترین تصاویر عید سعید غدیر خم, عید سعید غدیر

تصاویر کارت پستال عید سعید غدیر خم, تصاویر کارت تبریک عید سعید غدیر خم

 

تصاویر کارت تبریک عید سعید غدیر خم,تصاویر عید سعید غدیر خم

 

 

تیر عشقت به قلب من هدف شد

دوباره دل هوایی نجف شد

برای عرض تبریک ببین امشب

حرم مرتضی ملک به صف شد

حیدر ، شده آقای تموم این جهان

حیدر ، شدن عاشقش تموم آسمان

عکس های عید سعید غدیر خم,کارت پستال عید سعید غدیر خم

عکس نوشته عید غدیر خم

عید سعید غدیر خم,تصاویر عید سعید غدیر خم

روز کارمندمبارک باد

عکس های روز کارمند و اس ام اس تبریک روز کارمند

 

عکس های روز کارمند و اس ام اس تبریک روز کارمند

 

عکس های روز کارمند و اس ام اس تبریک روز کارمند

 

روز کارمند بر شما مبارک باد

عکس های روز کارمند و اس ام اس تبریک روز کارمند

 

عکس های روز کارمند و اس ام اس تبریک روز کارمند

 

عکس های روز کارمند و اس ام اس تبریک روز کارمند

 

عکس های روز کارمند و اس ام اس تبریک روز کارمند

 

عکس های روز کارمند و اس ام اس تبریک روز کارمند

 

 

اغاز هفته وحدت گرامی باد

۲ شهریور ، آغاز هفته دولت

 

 

به مناسبت انفجار دفتر نخست وزیری در هشتم شهریور سال ۱۳۶۰ و شهادت دو یار دیرین امام (ره) و انقلاب و دو اسوه علم و تقوا، شهید محمد علی رجایی، رئیس جمهور و محمد جواد باهنر، نخست وزیر که نمونه ای از دولتمردان مردمی بودند و نیز به منظور آشنایی مردم با فعالیت ها و بیان اهداف و برنامه های آینده دولت، هفته ای به نام هفته دولت نامگذاری شده است که از دوم تا هشتم شهریور می باشد.

week goverment2 2 شهریور ، آغاز هفته دولت

علت نامگذاری چنین هفته ای این است که دولت شهید رجایی، نخستین دولت مکتبی بود که در آن دوره بحرانی حداکثر تلاش و کوشش خود را برای خدمت به اهداف مقدس انقلاب، صادقانه اعمال کرد تا آن جا که جان خویش را بر سر آن نهادند. روحشان شاد.

هفته دولت، هفته اقتدار و پیروزى دولتى است که حمایت و پشتیبانى میلیونها تن از ملت خود را همراه دارد. هفته دولت، هفته سپاس و قدردانى از دولتى است که هدفش اجراى حدود الهى و احکام آسمانى اسلام و ایجاد جامعه اى سرشار از عدالت، نظم و امنیت است. این هفته مبارک بر همه دولت مردانى که وجود خویش را وقف خدمت به اسلام و جامعه کرده اند، خجسته و فرخنده باد.

همراهى ملت با دولت و پشتیبانى آحاد مردم از آن، از عوامل ثبات دولت و اقتدار آن است و این رابطه، تا هنگامى که دولت یک دولت ارزشى و خدمت گزار باشد، پایدار خواهد بود.

امام خمینى (ره)؛ رهبر کبیر انقلاب، دورى مسؤولان ایران اسلامى را از رفاه و تجملات و ثروت ها، لطف الهى دانسته و مى فرماید:

« اگر یک حکومتى، ارزشهایش ارزشهاى انسانى، اخلاقى و اسلامى باشد (و) بخواهد خدمت به نوع خودش بکند و خودش را خدمت گزار بداند، قهراً ملت با اوست و قهراً یک قدرت خارجى نمی تواند او را تحت تاثیر قرار بدهد».

مولى الموحدین، امام على (ع) در قالب نامه اى به مالک اشتر، خطاب به همه دولت مردان اسلامى درباره تکبر و غرور ریاست چنین هشدار مى دهد:

start the week goverment1 2 شهریور ، آغاز هفته دولت

«اگر با مقام و قدرتى که دارى، دچار تکبر و یا خود بزرگ بینى شدى، به بزرگى حکومت پروردگار که برتر از توست بنگر که تو را از آن سرکشى نجات مى دهد و تندروى تو را فرو مى نشاند و عقل و اندیشه ات را به جایگاه اصلى باز مى گرداند».

دوم شهریور هر سال آغاز هفته دولت است که روز پایانى آن سالروز شهادت محمد على رجایى؛ رئِس جمهور و محمد جواد باهنر؛ نخست وزیر وقت ایران در سال ۱۳۶۰ است.

شهیدان رجایى و باهنر تشکیل دهندگان نخستین دولت ایران پس از یکدست شدن جمهورى اسلامى ایران که پس از خروج دولتمردان عصر حکومت موقت و دولت ابوالحسن بنى صدر استقرار یافت. از این جهت دولت رجایى و باهنر آغاز عصر تازه جمهورى اسلامى بشمار میرود و شهادت آنها ضایعه اى است که دولت و مردم ایران هر سال به یاد آن در سوگ مى نشینند.

هفته دولت، فرصتى است تا لختى تامل کنیم و به آن چه در گذر شتابزده زمان پنهان مانده، نظر افکنیم. باید رنج و تلاش مسوولان متعهد کشور را ارج نهیم، خدمت هاى نادیدنى دولت مردان خدمتگزار و صاحب منصبان درد آشنا را سپاس گوییم و به همه تلاش گران و زحمت کشان نظام جمهورى اسلامى خسته نباشید بگوییم.

پیشرفت به همراه عدالت، رمز موفقیت مجاهدت کارگزاران نظام ، نقطه لطف الهی و دلیل همراهی مردم بوده است.

ابتناء سامانه سیاسی حاکم در این کشور دین و مذهب و حضرت امام (ره) بر اساس فقه سیاسی اسلام، نظام ولایت فقیه را پایه گذاری نموده است.

شالوده دینی حکومت ، برکت تلاش خدمتگزاران این مرز و بوم را دو چندان کرده و آموزه هایی چون توکل ، ایمان ، خداترسی و خدمت به خلق بعنوان عبادت ، ریسمان ایشان را با حضرت حق استحکام بخشیده است.

با این نگاه موشکافانه ، معارضین نظام جمهوری اسلامی از اولین روزهای شکل گیری آن روی نقطه مهمی دست گذاشته و آن توانائی انقلابیون در نظام سازی ، قانون مندی و اجرائی کردن آرمانها بر اساس واقعیتهای عینی و خارجی است. تعارض بین آرمانها و واقعیتها چالش همه نهضتها و انقلابیون بوده است.

جمهوری اسلامی « نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» مدل حکومتی اندیشه فقهی –سیاسی امام خمینی (ره) و خروجی منظومه فکری ایشان مردم سالاری دینی بود یعنی حکومت اسلامی مشروعیتش را نه ، اما مقبولیتش را از مردم گرفته و احکام آن نسبت به مردم نافذ و جاری است چون اسلام منبع مشروعیت آن به شمار می رود. ممکن است حکومتی مشروع باشد اما بی پشتوانه مردم پا نمی گیرد. پس این هر دو ، لازم و ملزوم یکدیگرند و مزاحم و معارض هم نیستند. امیدواریم روز به روز شاهد تکمیل این الگوی حکومتی می باشیم.

 

 

روز بزرگداشت ابو علی سیناوروز پزشگ  گرامی باد

اول شهریور ماه، بزرگداشت ابوعلی سینا و روز پزشک مبارک

بزرگداشت روز پزشک و ابوعلی سینا

بزرگداشت ابوعلی سینا و روز پزشکبزرگداشت ابوعلی سینا و روز پزشک

پرشین استار : روز اول شهریورماه، به پاس بزرگداشت ابوعلی سینا ستاره پرفروغ عرصه طب در ایران، روز پزشک نامگذاری شده است.

ابوعلی سینا به انگلیسی Avicenna حکیم، فیلسوف، طبیب و دانشمند بزرگ ایرانی در ماه صفر از سال 370 هجری قمری در شهر بخارا به دنیا آمد.

در دنیای امروز کمتر ملتی است که به مفاخر گذشته خود توجه نکند زیرا یکی از علایم حیات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفی، علمی، فرهنگی، ادبی، سیاسی، اجتماعی و ملی آن هاست که این گذشتگان با وجود گذشت روزگار و سیر زمان و وقوع حوادث نا گوار با هزاران خون دل برای اینده گان خود به میراث گذاشته‏ اند که باید آن را گرامی و عزیز داشت و بارور ساخت.

شیخ الرئیس نواسه علی سینا، ‌معروف به ابن سینا، به قولی در ماه صفر سال 370 هجری قمری(مطابق با 980 میلادی) از پدر بلخی ای بنام عبدالله (از سبب وزیر مالیه بودن در زمان سلطنت نوح بن منصور به بخارا مرکز ماورالنهر و خراسان انزمان انتقال نموده بود) و مادر بخارایی بنام ستاره در قریه خورمیثن(قریه ای میان بلخ و بخارا)طفلی چشم به جهان گشود که نامش را حسین گذاشتند.

این حکیم بزرگ که بعدها موثرترین چهره در علم و فلسفه جهان اسلامی شد و القابی مانند شیخ الرئیس، حجه الحق و شرف الملک به او دادند، از آغاز کودکی استعداد و شایستگی عجیبی در فرا گرفتن علوم مختلف داشت و از آنجا که پدرش عبدالله سخت در تعلیم و تربیت او می کوشید و خانه او محل ملاقات دانشمندان دور و نزدیک بود، ابن سینا تا ده سالگی تمام قرآن و صرف و نحو را آموخت و آن‌گاه به فرا گرفتن منطق و ریاضیات پرداخت.

شرکت در جلسات بحث از دوران کودکی، به واسطه پدر که از پیروان آنها بود، بوعلی را خیلی زود با مباحث و دانش های مختلف زمان خود آشنا ساخت. استعداد وی در فراگیری علوم، پدر را بر آن داشت تا به توصیه استاد وی ابو عبدالله ابراهیم بن حسین ناتلی، ‌ابن سینا را به جز تعلیم و دانش اندوزی به کار دیگری مشغول نکند. و چنین شد که وی به دلیل حافظه قوی و نبوغ خود در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت یافت.

تا آنجا که پادشاه بخارا، نوح بن منصور (366 تا 387 هجری قمری) به علت بیماری خود وی را به نزد خود خواست تا او را مداوا نماید ابوعلی ابن سینا بعد از تداوی از نوح تقاضا کرد تا به کتابخانه عظیم دربار سامانی دست یابد و از آن استفاده نماید این تقاضا مورد قبول نوح قرار گرفت. به این ترتیب وی توانست با استفاده از این کتابخانه در علوم مختلف از جمله حکمت،‌ منطق و‌ ریاضیات تسلط یابد (خاندان سامانیان از مردم بلخ بودند و دین زردشتی داشتند سامان خدا از روشناسان و حاکم بلخ بود والی عربی خراسان در نصف قرن هشتم میلادی با سامان دوست شد و سامان دین اسلام اختیار کرد از جمله نواسه هایش اسمعیل پسر احمد در سالی 892 میلادی بعد از مرگ برادرش نصر و گرفتن سمرقند سلسله سامانیان را بنیان گذاشت.

وی با وجود پرداختن به کار سیاست در دربار منصور، پادشاه سامانی و دستیابی مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله دیلمی و نیز درگیر شدن با مشکلات ناشی از کشمکش امرا که سفرهای متعدد و حبس چند ماهه وی توسط تاج الملک، حاکم همدان، را به دنبال داشت. بیش از صدها جلد کتاب و تعداد بسیاری رساله نگاشته که هر یک با توجه به زمان و احوال او به رشته تحریر در آمده است. وقتی در دربار امیر بود و آسایش کافی داشت و دسترسی اش به کتب میسر بود،‌ به نوشتن کتاب قانون در طب و کتاب الشفا یا دائره المعارف بزرگ فلسفی خود مشغول می شد که اوج کمال تفکر قرون وسطی است که بدان دست یافت و در تاریخ تفکر انسانی از تحقیقات معتبر جهان بشمار میرود. اما در هنگام سفر فقط یادداشت ها و رساله های کوچک می نوشت از میان تالیفات ابن سینا،‌ شفا در فلسفه و قانون در طب شهرتی جهانی یافته است. کتاب شفا در هجده جلد در بخش های علوم و فلسفه، یعنی منطق، ریاضی، طبیعیات و الاهیات نوشته شده است.

منطق شفا امروز نیز همچنان به عنوان یکی از معتبرترین کتب منطق مطرح است و طبیعیات و الاهیات آن هنوز مورد توجه علاقمندان است. کتاب قانون در طب در هفت جلد نیز که تا قرن ها از مهمترین کتب طبی به شمار می رفت. شامل مطالبی درباره قوانین کلی طب، دواهای ترکیبی و غیر ترکیبی و امراض مختلف می باشد. این کتاب در قرن دوازدهم میلادی همراه با آغاز نهضت ترجمه به زبانهای لاتین و تا امروز به زبان های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی و ایرانی نیز ترجمه شده است و به عنوان متن درسی طبی در پوهنتون های اروپایی تا سال 1650 میلادی به عوض آثارجالینوس و موندینو در دانشگاه هایLavain و Monpellier تدریس میشد.

ابن سینا در زمینه های مختلف علمی نیز اقداماتی ارزنده به عمل آورده است. او اقلیدس را ترجمه کرد. رصدهای نجومی را به عمل درآورد و در زمینه حرکت، نیرو، فضای بی هوا (خلا)، نور، حرارت تحقیقات ابتکاری داشت. رساله وی درباره معادن و مواد معدنی تا قرن سیزدهم در اروپا مهمترین مرجع علم زمین شناسی بود. درباره این رساله فیگینه در کتاب دانشمندان قرون وسطی چنین آورده است : ابن سینا رساله ای دارد که اسم لاتین آن چنین است : De Conglutineation Lagibum. در این رساله فصلی است به نام اصل کوه ها که بسیار جالب توجه است. در آنجا ابن سینا می گوید : ممکن است کوه ها به دو علت به وجود آمده باشند. یکی برآمدن قشر زمین. چنان که در زمین لرزه های سخت واقع می شود و دیگر جریان آب که برای یافتن مجرا، سبب حفر دره ها و در عین حال سبب برجستگی زمین می شود. زیرا بعضی از زمین ها نرم هستند و بعضی سخت. آب و باد قسمتی را می برند و قسمتی را باقی می گذارند. این است علت برخی از برجستگی های زمین.

ابن سینا خرد مبتنی بر منطق داشت و به تقدم عالم معتقد بود و می گفت (وجود خداوند بر جهان تقدم ذاتی دارد نه زمانی) او به موجودیت جن و زنده شدن بعد از مرگ معتقد نبود. سینا می گفت افعال و حوادث مستقیما از خدا بوجود نمی آید بلکه در نتیجه عمل غایی داخلی تکامل میابد. سینا کوشش زیاد کرد تا نظریات فلسفی خود را با عقاید عامه مسلمانان توافق دهد سینا همه قضایا را تنها به روش عقلی و کاملا مستقل از قران مورد بحث قرار میداد از این سبب بود که تا قرن ها از طرف خلافت ها و هیت های حاکم ارتجاعی او را مظهر کفر و الحاد میدانستند و سوزاندن کتابهایش از سیاستهای متداول طی چند قرن در کشور های اسلامی منطقه بود زمانیکه او را کافر و ملحد خواندند او گفت:

کفری چو منی گزاف و آسان نبود

محکم تر از ایمان من ایمان نبود

در دهر چو من یکی و آن هم کافر

پس در همه دهر یک مسلمان نبود

او به واسطه عقل منطقی و نظام یافته خود حتی در طب نیز تلاش داشت تداوی را تا سرحد امکان تابع قواعد ریاضی سازد. تسلط بر فلسفه را کمال برای یک دانشمند می دانست. وی برای آگاهی از اندیشه های ارسطو و درک دقیق آن،‌ آن گونه که خود در شرح احوالش نوشته است، 40 بار کتاب علم الهی و یا مابعدالطبیعه(متا فیزیک) ارسطو را خواند و به حکم تصادف با استفاده از کتاب که ابونصر فارابی که درباره اغراض ما بعد الطبیعه نوشته بود، به معانی آن راه یافت.

ابن سینا در دوران عمر خود از لحاظ عقاید فلسفی دو دوره مهم را طی کرد. اول دوره ای که مصروف مطالعه ای فلسفه عقاید و علوم مشاهی (ارسطو یی)بود و دوم دوره ای که از آن عقاید عدول کرد و به قول خودش طرفدار حکمت مشرقین و پیرو فلسفه اشراق شد با مرگ سینا تقریبا دوران فلسفه در مشرق به سر رسید روجر بیکن او را بزرگترین استاد فلسفه بعد از ارسطو لقب داده اند (فلسفه ابن سینا فلسفه مشاهی و متاثر از فلسفه نوع افلاطونی و دین اسلام است وی کوشیده است که فلسفه را با دین اسلام توفیق دهد معذالک جمع او را کافر و ملحد خوانده اند اگر چه او و ابن رشد هر دو از پیروان ارسطو بودند اما شیخ الریس کمتر از ابن رشد تابع اصیل یونان بودند.

با وجود اینکه زندگی ابن سینا پر از فراز و نشیب بود و در عین حال عمری طولانی نیز نداشت، اما زندگی عقلانی و حکیمانه بسیار پرباری داشت. گواه بر این مطلب، تعداد و نوع آثاری است که او تالیف کرده است و نیز خصوصیات شاگردانی که در نزد او درس خوانده اند؛ مانند بهمنیار و جوزانی.

نیروی تمرکز فکری او عالی بود؛ تا جایی که گاهی در آن حین که سوار بر اسب در رکاب پادشاه عازم جنگ بود، بعضی از آثار خود را املا می کرد تا نویسنده ای که در خدمت داشت، آن ها را بنویسد. او با مهارت عجیبی که در تمامی شاخه های دانش آن زمان داشت، توانست در زمینه فلسفه، اساس مکتب مشاء در سنت فکری اسلامی و نیز اساس فلسفه قرون وسطی را بریزد.

در بستر طب و پزشکی نیز میراث بقراطی و جالینوسی را ترکیب کرد و در علم و ادب اسلامی توانست چنان تاثیر نماید که هیج کس پیش یا پس از وی نتوانسته باشد آنگونه تاثیر کند. تاثیر وی در این زمینه ها تا به امروز، در شرق و غرب جهان باقی است و بسیاری از پیشرفت ها در شاخه های عمده دانش، بر پایه نظرات و آراء وی صورت گرفته است. ابوعلی سینا در سال 428 هجری قمری، زمانی که تنها 58 سال داشت در همدان از دنیا رفت و در همانجا به خاک سپرده شد.