هجرت امام خمینی(رحمة الله علیه) از عراق به پاریس

هجرت امام خمینی(رحمة الله علیه) از عراق به پاریس

 

هجرت امام خمینی(رحمة الله علیه) از عراق به پاریس

در تاریخ مبارزات ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره ) نقاط عطفی وجود دارد که هر یک در تعیین مسیر انقلاب تعیین کننده بوده است. رویدادهایی که در نگاه اول ای بسا رویدادی نگران کننده در مسیر مبارزات انقلابی ملت ایران محسوب می‌شد؛ اما گذشت زمان و وقایع بعدی نشان داد که دست هدایت الهی مجموعه رویدادها را به نحوی همسو ساخته است که اتفاقا چنین واقعه‌ای ابعاد فزاینده و تقویت کننده‌ای در جهت پیروزی ملت ایران داشته است. هجرت امام خمینی(ره) به پاریس در سال 1357 از جمله این رویدادهاست حضور امام در نجف از سال 43 تا سال 57 یعنی به مدت 14 سال ایشان را در میان مراجع شیعه نامبردار ساخت و ارتباطات ایشان با جریان انقلاب به دلیل اختلافاتی که میان دو دولت وقت ایران و عراق وجود داشت امکان‌پذیر می‌شد. اما بعد سیاست دولت عراق تغییر کرد.

سفر امام به فرانسه که انتخاب چندم امام بود عملا به نفع انقلاب تمام شد و موجب جهانی شدن پیام انقلاب شد. اوج گیری پیام انقلاب که به موازات فراگیرتر شدن تظاهرات ملت ایران در شهرها و مناطق مختلف کشور صورت می‌گرفت در سیاست‌های دولت وقت فرانسه به ریاست ژیسکار دستن که در کنفرانس گوادلوپ مقامات غربی را از پایان عمر سیاسی پهلوی و بی‌فایده بودن حمایت‌ها از وی خبر داد؛ بی‌تاثیر نبود.

هجرت امام از عراق به پاریس

در دیداری که بین وزرای خارجه ایران و عراق در نیویورک در دوران تبعید امام صورت گرفت، تصمیم به اخراج ایشان از عراق گرفته شد. روز اول مهر 1357 منزل امام در نجف به وسیله قوای بعثی محاصره گردید. انعکاس این خبر با خشم گسترده مسلمانان در ایران، عراق و دیگر کشورها مواجه شد. رئیس سازمان امنیت عراق در دیدار با امام خمینی گفته بود که شرط ادامه اقامت ایشان در عراق دست کشیدن از مبارزه و عدم دخالت در سیاست است و امام نیز با قاطعیت پاسخ داده بودند که به خاطر مسئولیتی که در مقابل امت اسلام احساس می‏کنند حاضر به سکوت و هیچ‏گونه مصالحه‏ای نیستند.

در پی فشارهای رژیم عراق بر امام، حضرت امام تصمیم به هجرت تاریخی خود گرفتند. هجرتی که تکمیل کنندۀ سیر طولانی و پرفراز و نشیب مبارزات آن حضرت بود. هجرتی که به گونه‌ای شگفت‌انگیز در اندیشه امام خطور کرد و باعث شد تا آرمانها و فریاد حق‌طلبانه یک مرجع دینی و شیعی در قلب اروپا و جهان غرب نیز طنین‌افکن شود. امام خمینی از عامل این تصمیم چنین یاد می‌کنند: «خیال ما هم این بود که به کویت و سپس به سوریه برویم... هیچ برنامه‌ای هم نداشتیم به پاریس برویم.شاید مسائلی بود که هیچ ارادۀ ما در آن دخالت نداشت و هرچه بود – و از اول هم هرچه بود – اراده خدا بود... فقط خواست خدا بود که باید عملی می‌شد»

سید محمود دعایی در تشریح روند پایان یافتن اقامت امام در عراق می‌گوید: عراقی‌ها ابتدا نمی‌خواستند زیاد سخت‌گیری کنند، لذا تنها بر این جهت اصرار داشتند که نوارهای امام از طریق عراق به ایران فرستاده نشود و اعلامیه‌ها در عراق تکثیر نشود، اما فشار ساواک و مسئولین دیپلمات ایران به قدری قوی شده بود که عراقی‌ها ناگزیر شدند جلو فعالیت‌ها را بگیرند. به همین منظور بیت حضرت امام را محاصره کردند و چند تن از دوستان امام را دستگیر کردند. امام به عنوان اعتراض به رژیم بعث به خاطر فشارها و اذیت‌ها اعتصاب کردند و از منزل بیرون نمی‌آمدند. انعکاس این مسئله در خارج برای رژیم عراق، قابل تحمل نبود، لذا به ناچار از امام عذرخواهی کردند و به ظاهر حلقه‌ی محاصره را برداشتند، ولی در واقع تحت عنوان این که از طرف ایران می‌خواهند به شما سوء قصد کنند و ما باید از شما حفاظت کنیم، مراقبت و کنترل بیت امام را شدید کردند که امام فرمودند: ایشان حفاظت نمی‌کنند، بلکه نظارت می‌کنند. تا این که یک روز از بغداد، من را خواستند و من رفتم. به من گفتند: مرکز عالی فرماندهی انقلاب تصمیم گرفته است نماینده‌ای رسمی برای مذاکره با آیت‌الله خمینی به نجف بفرستد، لذا وقت آن را تعیین کنید. من را خواستند و من رفتم. به من گفتند: مرکز عالی فرماندهی انقلاب تصمیم گرفته است نماینده‌ای رسمی برای مذاکره با آیت‌ا... خمینی به نجف بفرستد، لذا وقت آن را تعیین کنید. من پیام آنان را به امام عرض کردم. امام هم بعدازظهری را برای مذاکره تعیین کردند. در روز موعود سعدون شاکر که آن وقت رییس کل تشکیلات امنیت عراق بود، به اتفاق استاندار و رییس سازمان امنیت و رییس اوقاف نجف که فارسی می‌دانست، خدمت امام آمدند. ابتدا با اشاره به من، سؤال کردند که ایشان از طرف شما نمایندگی دارد که برای ما پیام شما را می‌آورد یا خیر؟ امام فرمودند بله. سپس با احترام، ولی در عین حال جدی گفت: مطابق تحولات جدید در رابطه‌ی ما با ایران، قرار بر این است که به مخالفین یک دیگر اجازه‌ی فعالیت ندهیم و ما به این تعهد پای بندیم، لذا از شما درخواست می‌کنیم به فعالیت‌های علنی خود علیه شاه ایران خاتمه دهید. امام در پاسخ فرمودند: من دست از فعالیت‌های خود برنمی‌دارم. من نمی‌توانم مردم ستم‌دیده‌ی ایران را که زیر ستم شاه هستند. فراموش کنم. مجددا او یادآوری کرد، ما موظف هستیم به تعهدمان عمل کنیم و نگذاریم شما فعالیتی داشته باشید. امام فرمود: شما اگر ناگزیر هستید من از عراق خارج می‌شوم.»

همچنین بنا به اعتراف فرمانده هوانیروز کرمانشاه و همچنین اسناد موجود، ساواک به محض اطلاع از تصمیم امام مبنی بر ترک نجف، آماده می‌شود تا در صورت ورود به مرزهای ایران، آن حضرت را ربوده و به مرکز منتقل و از آنجا به نقطه نامعلومی ببرند. مقدم، رئیس ساواک به ریاست ستاد مشترک ارتش امریه‌ای را صادر کرده و می‌نویسد: «نظر به اینکه احتمال دارد نامبرده بالا (روح الله خمینی) از طریق یکی از مرزهای هوائی یا زمینی وارد کشور گردد و در این صورت خود و همراهانش بایستی بلافاصله و بدون فوت وقت با هواپیما با هلیکوپتر نظامی به مرکز اعزام شوند. خواهشمند است دستور فرمائید به فرماندهان پادگانهای نظامی و پایگاههای هوایی و فرمانداریهای نظامی شهرهائی که دارای مرز هوایی و زمینی می‌باشند اعلام نمایند تا در این زمینه هماهنگی لازم با سازمانهای اطلاعات و امنیت محل معمول دارند.»

پس از قطعی شدن خروج امام خمینی(ره) از عراق، اولین کشوری که برای مهاجرت مطرح شد، سوریه بود. اما به دلیل تیرگی رابطه عراق و سوریه، رژیم بعثی اجازه خروج به مقصد سوریه را نمی داد. پس از منتفی شدن این گزینه، عزیمت به کویت مطرح شد تا پس از اقامت کوتاه در کویت، از طریق آن کشور به سوریه برود. روز 12 مهر، امام خمینی نجف را به قصد مرز کویت ترک گفتند. دولت کویت با اشاره رژیم ایران از ورود امام به این کشور جلوگیری کرد. دولت کویت پس از ساعتها معطلی اجازۀ ورود نداد. امام و همراهان ناگزیر به بصره باز گشتند. قبلًا صحبت از هجرت امام به لبنان و یا سوریه بود اما اجازه ورود از سوی مقامات سوری و یا امکان فعالیت سیاسی در آنجا مشخص نبود. امام پس از مشورت با فرزندشان (حجة الاسلام حاج سید احمد خمینی) تصمیم به هجرت به پاریس گرفتند. براساس خاطرات سیداحمد خمینی، فرانسه به این دلیل انتخاب شد که از طریق آن کشور در اولین فرصت به سوریه بروند: «{پس از بازگشت از مرز کویت به بصره} نماز صبح را با امام خواندم و بعد از نماز از تصمیمشان جویا شدم. امام گفتند: من سوریه را انتخاب می‌کنم و به سوریه می­روم. عرض کردم اگر سوریه راه نداد چه کار کنیم؟ خوب است به جایی برویم که ویزا احتیاج نداشته باشد و ما از آنجا بتوانیم به سوریه برویم. چرا که اگر لب مرز سوریه هم ما را برگردانند، دیگر برای رفتن جایی نداریم. فرانسه را پیشنهاد کردم. امام پذیرفتند.»

توقف کوتاه امام در فرانسه می‌توانست فرصتی برای ابلاغ پیام امام به مسلمانان اروپا و تهیه مقدمات سفر به کشور بعدی باشد. امام پس از بررسی پیشنهاد و بحث در مورد وضعیت دیگر کشورها، تصمیم سفر به پاریس را اعلام داشت و سرانجام صبحگاه 13 مهرماه 1357 حضرت امام به همراه جمعی از یاران خویش بغداد را به سوی پاریس ترک کردند. در روز 14 مهر ایشان وارد پاریس شدند و دو روز بعد در منزل یکی از ایرانیان در نوفل لوشاتو( حومه پاریس) مستقر شدند.

در بدو ورود به پاریس، نمایندگان کاخ الیزه با امام ملاقات کرده و پیام رسمی دولت را مبنی بر ممانعت از هرگونه فعالیت سیاسی ابلاغ کردند. امام در پاسخ با همان قاطعیتی که به مسئولین عراقی برخورد داشتند، فرمودند که این گونه محدودیتها خلاف ادعای دموکراسی است: «ما فکر می‌کردیم که اینجا مثل عراق نیست. من هر کجا بروم حرفم را می‌زنم. من از فرودگاهی به فرودگاه دیگر و از شهری به شهر دیگر سفر می‌کنم تا به دنیا اعلام کنم که تمام ظالمان دنیا دستشان را در دست یکدیگر گذاشته‌اند تا مردم جهان صدای ما مظلومان را نشنوند. ولی من صدای مردم دلیر ایران را به دنیا خواهم رساند. من به دنیا خواهم گفت که در ایران چه می‌گذرد.»

ژیسکاردستن، رئیس جمهور وقت فرانسه در خاطرات خویش نوشته است که دستور اخراج امام از فرانسه را صادر کرده بود ولی در آخرین لحظه‏ها نمایندگان سیاسی شاه که در آن روزها در نهایت درماندگی قرار داشت، خطر واکنش تند و غیر قابل کنترل مردم را گوشزد کرده و در مورد عواقب آن در ایران و اروپا از خود سلب مسئولیت کرده بودند.

در پی اخطار دولت فرانسه، سیل تلگرافها و نامه‌های شخصیتهای سیاسی و مذهبی و جمعیت‌ها و دانشجویان و علمای داخل و خارج کشور برای ژیسکاردستن رئیس جمهور و مقامات فرانسوی سرازیر شد که مصرانه خواستار آزادی عمل رهبر انقلاب بودند. محبوبیت امام و فشار افکار عمومی سبب شد تا مسئولین فرانسوی بدون آنکه رسماً موضع خود را اعلام کنند، در عمل از فشارهای خود کم کردند.

حضرت امام در نوفل لوشاتو در حومه پاریس بجز ساعات محدودی، تمام وقت کار می‌کردند. در مدت اقامت چهار ماهه امام در پاریس، نوفل لوشاتو مهمترین مرکز خبری جهان بود و مصاحبه‏های متعدد و دیدارهای مختلف امام دیدگاههای ایشان را در زمینه حکومت اسلامی و هدفهای آتی نهضت برای جهانیان بازگو می‏کرد. به این ترتیب جمع بیشتری از مردم جهان با اندیشه و قیام ایشان آشنا شدند و از همین جا بود که بحرانی‏ترین دوران نهضت را در ایران رهبری کرد. مسائل ایران و انقلاب اسلامی در این ایام در صدر اخبار جهان قرار داشت.

حضور امام در پاریس و جهانی شدن پیام انقلاب

در مدت اقامت 4 ماهه امام در پاریس، نوفل لوشاتو مهم‎ترین مرکز خبری جهان بود و مصاحبه‎های متعدد و دیدارهای مختلف امام دیدگاههای ایشان را در زمینه حکومت اسلام و هدف های آتی نهضت برای جهانیان بازگو می‎کرد. به این ترتیب جمع بیشتری از مردم جهان با اندیشه و قیام ایشان آشنا شدند و از همین جا بود که بحرانی‎ترین دوران نهضت را در ایران رهبری کرد.

رژیم پهلوی گمان می‌کرد دورتر شدن محل تبعید امام‌خمینی (ره) از ایران باعث تضعیف نهضت خواهد شد و بر همین‌ اساس دیپلماسی منطقه‌ای خود را بر عدم پذیرش امام از سوی کشورهای منطقه قرار داده بود، اما نتیجه کار طور دیگری رقم خورد. شرایط قانونی و عرفی فرانسه به رهبران و نخبگان سیاسی امکان می‌داد به نشر آزادانه افکار خود بپردازند و انقلابیون مخالف رژیم پهلوی از این شرایط به‌خوبی استفاده کردند و حول محور حضرت امام (ره) به گسترش و انتشار ایده‌های نهضت و انجام مقدمات تشکیل شورای انقلاب پرداختند. امام (ره) استراتژی و اهداف انقلاب را از فرانسه به مردم ایران و جهان ابلاغ می‌کرد و سرانجام بر اثر فرصت­ های به‌دست‌ آمده در فرانسه، سرنگونی رژیم شاه به ‌گونه‌ای باور نکردنی تسریع ‌گردید.

رفتن [امام] خمینی [ره] به پاریس در اوایل اکتبر 1978، ایشان را در کانون شبکه های رسانه ای جهانی قرار داد، و ظاهراً تصمیم گرفته شد از رسانه های خارجی به شکلی فعالانه تر استفاده شود. [امام] خمینی [ره] در عرض دو ماه نخست تبعیدشان در پاریس، مصاحبه‌هایی با دست کم خبرگزاری‌های فرانسه و آسوشیتدپرس ایستگاه های رادیو تلویزیونی از کشورهای فرانسه، آلمان، اتریش، لوکزامبورگ، سوئد و یونان، خبرنگاران از جمله مایک والاس از سی بی اس؛ و روزنامه‌های المستقبل و گاردین انجام دادند. مجموعه پیام ها، سخنرانی ها و مصاحبه های ایشان فقط در این دو ماه نخست، بالغ بر 458 صفحه فارسی است (ندای حق، 1979 [1357]). تحلیل ها و طرح های [امام] خمینی [ره] نه تنها معروفیتی بین المللی برای ایشان به ارمغان آورد؛ البته پیشینه و گذشته ایشان نیز در شکل‌گیری این وجهه نقش مهمی داشت. تصاویری که زهد و پارسایی ایشان را نشان می‌داد و گزارش هایی مبنی بر اینکه ناهار ایشان یک غذای ساده ایرانی است، روی فرش ایرانی می نشینند و ملاقات کنندگان را روی زمین می‌نشانند و به آنها چای تعارف می‌کنند، با شکوه و جلال تخت طاووس در تقابل آشکار قرار داشت. [امام] خمینی [ره] غیر معمولترین "ستاره" رسانه‌ای بود.

مصاحبه‌های گوناگون با خبرگزاری­ها و مطبوعات بین‌المللی، درج متن سخنرانی­ ها و اخبار نهضت در مطبوعات و نیز پخش این مطالب از شبکه‌های تلویزیونی فرانسه و سایر کشورهای غربی، موقعیت استثنایی و کم‌نظیری را برای تبیین و تبلیغ اهداف و استراتژی نهضت اسلامی ایران و جهانی‌کردن آن و همچنین افشای ماهیت غیرمردمی حکومت پهلوی و شخصیت خودمحور محمدرضا پهلوی پدید آورد. امام‌ خمینی (ره)در مدت توقف چهار ماهه در پاریس، در مقایسه با اقامت چهارده ‌ساله عراق، به موفقیت­ های بیشتری دست یافت. از این ‌رو باری روبین معتقد است اخراج امام‌ خمینی از عراق را باید یکی از بزرگترین اشتباهات دولت شریف ‌امامی به حساب آورد: « شریف ‌امامی گمان می‌کرد که اگر آیت‌ا... خمینی از کشور همسایه ایران ــ عراق ــ به نقطه دورتری برود، امکان تماس او با گروه های مخالف در داخل کمتر خواهد شد؛ به ‌همین‌ دلیل با اقامت او در کویت هم موافقت نشد. آیت‌ا... خمینی به پاریس رفت و برخلاف تصور شریف‌ امامی با دسترسی به وسایل ارتباط ‌جمعی جهان و امکان برقراری تماس مستقیم تلفنی با تهران، امکانات وسیع‌تری برای انعکاس نظرات خود در جهان و تماس با طرفداران خود در ایران به‌دست آورد. آیت‌ا... خمینی ناگهان به یک چهره خبرساز بین‌المللی تبدیل شد و طرفداران او در ایران نه فقط به ‌وسیله تلفن و رابطینی که مرتبا بین تهران و پاریس در حرکت بودند، بلکه به ‌وسیله رادیوها و مطبوعات و خبرگزاری­ های بین‌المللی از نظریات و دستورالعمل­ های روزانه او آگاه شدند.

با سفر به پاریس [امام] خمینی [ره] به ناگهان در کانون توجه رسانه های جهان قرار گرفت؛ زیرا امکان دسترسی به ایشان بسیار بیشتر شد. بسیاری از سرشناس ترین خبرنگاران جهان از شبکه های خبری به این روستا که پیش از آن در سکوت و آرامش بود، سفر کردند تا در کنار این رهبر انقلابی جدید و استثنایی بر روی فرش بنشینند و با ایشان مصاحبه کنند. تجهیزات پیشرفته مخابرات بین‌المللی فرانسه نیز فرآیند انتشار نوارها را آسان کرد. در خانه استیجاری [امام] خمینی [ره] دو دستگاه ضبط صوت، بی وقفه، سخنرانی‌ها و اطلاعیه‌های ایشان را ضبط و برای ارسال یا انتقال به ایران تکثیر می‌کرد. [امام] خمینی [ره] حاضر نبود پشت تلفن صحبت کند؛ از این رو ابتدا صدای سخنرانی‌های ایشان را ضبط و بعد نوار آن را از پشت تلفن پخش می­ کردند تا همزمان در تهران ضبط شود. در تهران پیروان ایشان در استودیوهای موقتی با چندین دستگاه ضبط صوت، شبانه روز کار می‌کردند تا متن این سخنرانی‌ها را منتشر کنند. نوار فروشی‌ های تهران به هر مشتری که چند نوار موسیقی می‌خرید یک نوار مذهبی هم می‌دادند. نتایج یک تحقیق (افلاطونی، 1978) نشان داد که فروش نوارهای موسیقی از سال 1977 که نوارهای مذهبی و سیاسی از جمله سرودهای انقلابی در دسترس قرار گرفت، کاهش یافت.

علاوه بر استفاده از وسایل ارتباط جمعی و تماس‌های تلفنی، ارتباطات عادی افراد، ملاقات‌ها و مذاکره‌ها نیز بدون کنترل و مانع انجام می‌گرفت. اقامت در پاریس به مبارزان و امام‌خمینی(ره) امکان می‌داد به‌راحتی با هم دیدار کنند و در امور نهضت و مبارزه به‌ طور مستقیم و از نزدیک به مشورت و گفت‌وگو بپردازند. مهدی بازرگان در این مورد می‌گوید: «[مهاجرت امام‌خمینی به پاریس] راه گشای موثری برای ملاقات­ ها و مذاکرات و اقدامات گردید. چه با ایرانی‌های مقیم و مسافرین از ایران و چه با دنیای خارج، حتی بهتر و راحت‌تر از آن که اگر به ایران می‌آمدند، توجهات و افکار از هر سوی به سوی ایشان و به سود پدیده‌ای که بعداً نامش انقلاب اسلامی ایران گذارده شد، جلب گردید.

شبکه گسترده مخالفان سنتی (رژیم پهلوی) با استفاده بسیار مبتکرانه رسانه‌های ارتباطی مدرن و فناوری‌های مخابراتی توسعه یافت تا موفق‌ترین نمونه بسیج رسانه‌های جایگزین بدیل در انقلاب که تا آن روز در جهان نظیر نداشت، شکل بگیرد. آنچه موفقیت را بیشتر کرد، کنش متقابل و پیچیده میان رسانه‌های سنتی و مدرن، مذهبی و سکولار و شفاهی و چاپی بود، نه صرفاً اینکه رسانه‌های کوچک، کارکردهای متهورانه جدید پیدا کردند. دو نوع «رسانه کوچک» در جنبش ایرانی‌ها به کار گرفته شد: نخست، نوارهای کاست که همچون منبر الکترونیک عمل کردند و دوم بیانیه‌های فتوکپی شده که به اعلامیه معروف بودند.

در زمان اقامت چهار ماهه امام در پاریس، برخی شخصیت‌های سیاسی و مذهبی ایرانی و نیز نمایندگان سیاسی و شخصیت‌های خارجی با ایشان دیدار و گفت‌وگو کردند. محور مذاکراتی که با شخصیت‌های مبارز صورت می‌گرفت، بر مبنای مشورت برای پیشبرد اهداف انقلاب بود اما شخصیت­ های خارجی اغلب برای اطلاع دقیق از مواضع و دیدگاه‌های امام، به دیدار ایشان می‌رفتند و این مسئله به ‌نوبه ‌خود باعث می‌شد دیدگاهها و مواضع امام در خصوص مبارزه علیه حکومت پهلوی، هرچه ‌بیشتر منتشر گردد؛ چنانکه مبارزات انقلابی مردم ایران انعکاسی جهانی پیدا کرد.

در پائیز 1978 که حوادث، خشونت بارتر و اوضاع بحرانی تر شد، ایران روی جلد مجلات خبری را تسخیر کرد؛ این مجلات با چاپ عکس‌هایی از [امام] خمینی [ره]، حوادث خشونت بار در دانشگاه تهران و به آتش کشیده شدن عکس شاه و بحرانی شدن اوضاع این کشور را توصیف می‌کردند. این مجلات در ایران دست به دست می­شد، و حتی آنهایی که از گزارش‌های انگلیسی سردرنمی آوردند، کاملاً در می‌یافتند که حوادثی مهم و بین المللی در شرف وقوع است. این معروفیت، احساس غرور میان مردم به وجود آورد و آنها را مطمئن کرد که تاریخ را رقم خواهند زد.

شورای انقلاب به دستور امام ‌خمینی، هنگام اقامت ایشان در پاریس شکل گرفت. شهید مطهری به دستور امام با افراد مورد نظر جهت تشکیل شورا، در منزل خود در تهران مصاحبه کرد و از آنها برای عضویت و فعالیت در این شورا دعوت به عمل آورد. زمان تشکیل و اعضای شورا، هیچ‌گاه به‌طوررسمی از سوی موسسان آن اعلام نشد. با این‌ همه، قریب به یقین می‌توان گفت شورا در اواخر آبان و یا اوایل آذر 1357 شکل گرفت و در نیمه دوم آذر رسمیت یافت. هدف از تشکیل شورا، رهبری انقلاب و تدبیر امور آن در داخل و خارج کشور بود که البته شاخه خارج از کشور، با پیروزی انقلاب فرصت شکل‌گیری نیافت. جلسات شورا به‌ صورت ‌مخفی در محله‌ای مختلف تشکیل می‌شد و ضمن تماس با امام ‌خمینی در پاریس، امور مربوط به روند انقلاب و هماهنگی برای حل‌ و فصل مسائل را مورد بحث و بررسی قرار می‌داد. تصمیمات شورا، پس از کسب تکلیف از حضرت امام‌ اجرا می‌شدند. شاه نیز پس از تشکیل شورای سلطنت و اخذ رأی اعتماد برای کابینه بختیار در روز 26 دیماه از کشور فرار کرد. خبر در شهر تهران و سپس در سراسر ایران پیچید و مردم در خیابان ها به جشن و پایکوبی پرداختند. جلسات مداوم هایزر با مستشاران نظامی آمریکا و امرای ارتش شاه نتوانست به بختیار در فائق آمدن بر اعتصاب ها و پایان دادن به قیام مردم کمکی بکند. سرانجام در 22 بهمن ماه سال 57 رخدادی عظیم به وقوع پیوست و با به ثمر نشستن رهبری داهیانه حضرت امام (ره) از یک طرف و جانفشانی بی نظیر مردم دراجرای رهنمودهای امام و مراد خود، افقی جدید برای رهایی و آزادی تمامی ملل مستضعف جهان گشوده شد.

علل مهاجرت به فرانسه

براساس خاطرات سیداحمد خمینی، فرانسه به این دلیل انتخاب شد که از طریق آن کشور در اولین فرصت به سوریه بروند: «{پس از بازگشت از مرز کویت به بصره} نماز صبح را با امام خواندم و بعد از نماز از تصمیمشان جویا شدم. امام گفتند: من سوریه را انتخاب می کنم و به سوریه می روم. عرض کردم. اگر سوریه راه نداد چه کار کنیم؟ خوب است به جایی برویم که ویزا احتیاج نداشته باشد و ما از آنجا بتوانیم به سوریه برویم. چرا که اگر لب مرز سوریه هم ما را برگردانند، دیگر برای رفتن جایی نداریم. فرانسه را پیشنهاد کردم. امام پذیرفتند.»

بنابراین عزیمت به فرانسه در بدو امر به دلیل لزوم نداشتن اخذ روادید ایرانیان برای سفر و اقامت کوتاه مدت در آن کشور بود تا از آنجا به سوریه بروند، اما در پاریس شرایط مساعدی که برای تبلیغ و فعالیت و هدایت نهضت و جهانی کردن آن مشاهده شد، به تدریج فکر عزیمت به سوریه یا هر کشور اسلامی دیگر منتفی گردید. علیرغم هشدارهای اولیه دولت فرانسه به امام خمینی برای خودداری از هرگونه فعالیت سیاسی، از اولین ساعات ورود به آن کشور تا زمان بازگشت به ایران در 12 بهمن 1357، اعلامیه، مصاحبه ها و سخنرانی های امام خمینی با سرعت بیشتر در ایران و سایر کشورها پخش گردید و اقشار مختلف ایرانیان، بویژه فعالان سیاسی و دانشجویان مسلمان عضو انجمن های اسلامی در اروپا، کانادا و امریکا به دیدار امام خمینی شتافتند و نیروهای سیاسی انسجام فکری و عملی بیشتری پیدا کردند. در این حال رژیم پهلوی نیز تصور می کرد، به دلیل بعد مسافت و هزینه های زیاد مسافرت به فرانسه، ارتباط مردم و مبارزان، بویژه روحانیون، با امام خمینی کمتر خواهد شد و به انزوای ایشان منجر می شود و به همین دلیل حکومت ایران با مهاجرت ایشان به فرانسه و اقامتش در پاریس مخالفت نکرد. دولت شریف امامی از طریق سفارت ایران در پاریس به اطلاع دولت فرانسه رسانید که حکومت ایران خواهان اخراج امام از آن کشور نیست.

این تصور مقامات حکومت پهلوی، همچون تبعید ایشان به عراق از اشتباهات فاحش آن حکومت بود. زیرا در ایران اوضاع سیاسی به نفع مخالفان در جریان بود و در خارج از ایران فعالان سیاسی برای سرنگونی حکومت پهلوی با رهبری امام خمینی به وحدت نظر و عمل رسیدند.